محمد مهدى ملايرى
189
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
عين التمر و موقع جغرافيائى آن يكى ديگر از پادگانهاى ايران در حاشيهء صحرا جائى بوده كه در كتابهاى عربى به نام عين التّمر خوانده شده كه ظاهرا ترجمهء عربى نام اصلى آن بوده است . عين التّمر يكى از تسوجهاى ششگانهء استان بهقباد بالا بود . « 1 » پنج تسوج ديگر اين استان عبارت بودند از تسوج بابل ، و دو تسوج فلوجه بالا و پايين . و تسوج خطرنية ، و تسوج نهرين ( ؟ - دورود ) . تسوج عين التّمر در غرب فرات و در جنوب هيت در باديه قرار داشت و به قول بلاذرى در آنجا ايرانيان را پادگانى بزرگ بود . « 2 » دينورى نوشته هنگامى كه خالد بن الوليد از حيره به انبار مىرفت و گذارش به عين التّمر افتاد از پادگان آنجا كسى تيرى انداخت و عمرو بن زياد بن حذيفة بن هشام را در اردوگاه او بكشت و او را در همانجا دفن كردند . وى نوشته : « خالد اهالى عين التّمر را به محاصره گرفت و آنها را ناچار ساخت كه بدون امان تسليم شوند . او هم گردن همهء آنها را زد و زن و بچهشان را اسير كرد ، كه از آنجمله پدر محمّد بن سيرين ، و حمران بن ابان مولى عثمان بن عفان بودند . و در آنجا خالد خفيرى كه از اعراب بود و نامش هلال بن عقبه بود بكشت و به دار آويخت . وى از قبيلهء نمر بن قاسط بود « 3 » . كسانى را كه كاروانها را در مقابل دريافت حق العبورى از بيابانها و از ميان قبايل مىگذراندند خفير مىگفتند . تسوج عين التّمر جمعا داراى سه روستا و چهارده بيدر ( - خرمن جا ) بوده و از اينكه خراج ساليانه آن به سىصد كر گندم و چهارصد كر جو و چهل و پنج هزار درهم نقد مىرسيده « 4 » ، معلوم مىشود جائى آباد و پرخير و بركت بوده . مقدسى هم آن را شهرى استوار ( بلدة حصينة ) وصف كرده است . از عين التّمر رودى مىگذشته كه پس از آبيارى زمينهاى آنجا پايينتر از شهر هيت به فرات
--> ( 1 ) - ابن خردادبه ، المسالك ، ص 8 . ( 2 ) - بلاذرى ، فتوح ، ص 302 « كانت فيه مسلحة لا أعاجم عظيمة » . ( 3 ) - الاخبار الطوال ، ص 112 . ( 4 ) - ابن خردادبه ، مسالك ، ص 10 : الخراج ، و نيز 237 .