محمد مهدى ملايرى

184

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

در تاريخ دوران اشكانى نشان از گروههائى از قبيلهء تنوخ هست كه از داخلهء صحرا به انبار و پيرامون آن در ايران كوچيده‌اند . نوشته‌اند آنها در زيستگاه اهل مدر فرود نيامدند و با اهل مدر هم آميزش نداشتند و جماعتى از آنها بين حيره و انبار سكونت يافتند كه آنها را عرب الضاحيه يعنى عربهاى حومه مىخواندند « 1 » . مرزبانان ايرانى هم كه در پادگانهاى مرزى يا در سرزمينهاى عرب‌نشين مسؤول امنيّت راهها و سلامت مسافران و بازرگانان بودند ، با امراى عرب كه از سوى ايران به سرپرستى باديه‌نشينان منصوب مىشدند ، همكارى و ارتباط نزديك داشتند . در تاريخ ادبيّات عربى مىخوانيم : هنگامى كه نعمان امير حيره طرفه شاعر جاهلى و دائيش متلمّس را به سببى كه دانسته نيست مستوجب كيفر دانست آنها را براى كيفر با نامه‌اى نزد آذرافروز معروف به مكعبر مرزبان ايرانى در بحرين كه ذكرش گذشت فرستاد . نشانى زندان نعمان را هم در قطقطانه يكى از پادگانهاى ايران در كنارهء خندق شاپور كه مرزبان آن هامرز شوشترى بود و نامش در جنگ ذوقار برده شده است داده‌اند ، و جيره و مواجب ساليانهء خدم و حشم شاهان حيره و نيازمنديهاى آنان هم‌چنانكه پيش از اين گفته شد از انبارهاى شهر فيروز شاپور معروف به انبار پرداخت مىشد . و همچنين مىخوانيم كه يزدگرد پادشاه ساسانى پسرش بهرام گور را از جوانى نزد شاه حيره فرستاد كه در هواى صحرائى آنجا پرورش يابد . و در تاريخها و روايات عربى هم از سفرهاى ساليانهء آنان به دربار ايران و ملاقات با شاه ايران خبرها هست . چنان كه از سفر بزرگان قريش هم به ايران به قصد تجارت و از ملاقات برخى از بزرگان عرب با كسرى پادشاه ايران و سخنان ايشان در حضور او هم در كتب ادبى عربى نشانه‌هاى فراوان مىتوان يافت . ابن خردادبه فهرستى از فرمان‌روايان مناطقى را كه اردشير به آنها عنوان شاهى داده بود آورده كه يكى از آنها تازيان شاه است « 2 » . تنها مصداقى كه در قلمرو عربى

--> ( 1 ) - طبرى 1 / 749 . ( 2 ) - ابن خردادبه ، المسالك الممالك ، ص 17 .