محمد مهدى ملايرى

180

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

آنچه اين دو شهر را در تاريخ اين منطقه بيش از جاهاى ديگر شاخص گردانيده وضع جغرافيائى و سياسى و اجتماعى آنها بوده است ، زيرا اين دو شهر و به‌خصوص حيره از يك سو در مجاورت صحراى عربستان بود ، و پادشاهان ساسانى كارگزاران خود - اميران عرب از خاندان نصر - را كه از آغاز سلطنت خويش آنها را به سرپرستى قلمرو عربى خود برگزيده بودند ، در اين شهر سكونت داده بودند و نيازهاى آنها و خدم و حشمشان را هم از لحاظ آذوقه و مهمّات از انبارهاى شهر فيروز شاپور ، كه به سبب همان انبارها ، به انبار معروف شده بود ، تأمين مىكردند . و از سوئى هم حيره در مجاورت پايتخت كشور و منطقه‌اى قرار داشت كه محلّ اقامت بزرگان دولت و طبقات برگزيده و دهقانان بزرگ و اشراف ايرانى بود ، و اينان هم در اين منطقه و دشتهاى وسيع و آباد آنجا داراى كاخها و تفرّجگاهها بودند . و از كاخهاى شاهى آنجا برخى مانند خورنق همچنان آباد به دوران اسلامى هم رسيد و برخى ديگر هم كه ويران گرديده بودند مصالح آنها براى ساختمانهاى اسلامى به‌كار رفت ، مانند كاخى از آن اكاسره در حومهء حيره كه آجرهاى آن در ساختمان قصر سعد فاتح قادسيه در كوفه به‌كار رفت ، قصرى كه متصدى بناى آن دهقانى همدانى به نام روز به پسر بزرجمهر بود . ( طبرى ، 1 / 2489 و 1 / 2491 - 2492 ) و بدين‌سان ايرانيان و اعراب قرنها در اين منطقه باهم مىزيستند ، و همين امر هم باعث گرديده بود كه در موضوع انتقال فرهنگ و تمدّن ايران ساسانى به اعراب جاهلى و صدر اسلام ، نام اين دو شهر هم به ميان آيد . چون اين موضوع فصل بديعى در مطالعات مشترك فارسى - عربى است كه تاكنون چنان كه درخور اهمّيّت آن بوده بدان توجّه نشده ، در گفتار جداگانه‌اى دربارهء آن سخن خواهد رفت . توضيحى لازم دربارهء حيره در آغاز اين گفتار شايد لازم باشد به موضوعى توجّه شود كه براى درك بهتر تاريخ اين دوران ضرورى مىنمايد ، و آن اين است كه اقامت ممتد اميران آل نصر و ديگر قبايل عرب وابسته به آنها در اين منطقه ، و اين‌كه حيره پيوسته در كتابهاى تاريخ و ادب عربى به عنوان