محمد مهدى ملايرى
167
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
به قبايل ديگر عرب مانند عبد قيس و ديگران پيوستند و بيشتر اعراب هجر هم از نسل آنها بودند « 1 » . از روايت طبرى « 2 » چنين برمىآيد كه آذرافروز يا مكعبر در زمان خسرو انوشروان كارگزار او در بحرين بوده ، ولى بلاذرى اعزام او را به اين منطقه به قصد تنبيه اعراب بنى تميم كه متعرّض كاروان كسرى شده بودهاند در زمان خسروپرويز نوشته « 3 » و چنان كه در تاريخها آمده اين كاروان كه مورد دستبرد بنى تميم قرار گرفته بوده اين مرزبان هم آنها را در دژ مشقّر به مجازات رسانده به خسروپرويز تعلّق داشته نه خسرو انوشروان . ظاهرا در روايت طبرى التباسى روى داده است . هنگامى كه علاء بن حضرمى به شرحى كه گذشت زاره را كه مكعبر هم در آنجا بود محاصره كرد در خلافت ابو بكر بود . وى در آن وقت موفّق به گشودن آنجا نشد و اين امر تا هنگام خلافت عمر به طول انجاميد . چون ايرانيانى كه با مكعبر در زاره با علاء و طرفدارانش مىجنگيدند زن و بچهء خود را در دارين « 4 » كه شهرى از بحرين در ساحل دريا بود گذاشته بودند و علاء آنجا را مورد حمله قرار داد مكعبر براى نجات آنها تسليم شد و اسلام پذيرفت . « 5 » در سال 23 هجرى كه در توّج فارس ميان شهرك فرمانده سپاهى از ايران و حكم بن ابى العاص برادر عثمان بن ابى العاص كه در بحرين بود ، جنگى درگرفت اين مكعبر يا آذرافروز گشنسپان در سپاه حكم بن ابى العاص بود و حكم بن ابى العاص از او با عنوان يكى از شاهان ايران كه از كسرى بريده و به او پيوسته است ياد كرده « 6 » و
--> ( 1 ) - طبرى ، 1 / 986 . ( 2 ) - طبرى ، 1 / 905 . ( 3 ) - بلاذرى ، فتوح ، 103 . ( 4 ) - دارين - نام اصليش هيج - بندرى بوده در بحرين كه كالاهاى هندى و از آنجمله مشك و ديگر بوافزارهاى هندى به آنجا وارد مىشده و محل خريد و فروش اين كالاها هم آنجا بوده و به اين امر شهرت داشته و بههمينسبب هم عطّار را دارى مىگفتهاند با نسبت به دارين . ( 5 ) - بلاذرى ، فتوح ، ص 104 . ( 6 ) - طبرى ، 1 / 2698 و 2699 « . . . و معى ( - حكم بن ابى العاص ) بعض ملوكهم يقال