محمد مهدى ملايرى

166

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

داشته است و به سبب شدّت و حدّتى كه در كيفر تبهكاران از خود نشان مىداده ، اعراب او را المكعبر لقب داده بودند ، يعنى قاطع و برّا . نام اين مرزبان در منابع عربى به اختلاف دادفروز و آزادفروز و فيروز آمده كه همه دگرگون شده از يك نام‌اند كه برخى از محقّقان معاصر آن را آذرافروز خوانده‌اند « 1 » نام پدرش در همه‌جا گشنسپ است كه آن هم در عربى به صورتهاى گوناگون آمده . در تاريخ حمزه « 2 » به صورت دادفروز بن جشنسفان آمده كه بايد آن را در فارسى دادفروز گشنسبان خواند و در عربى دادفروز بن جشنسف . در تاريخ طبرى « 3 » به صورت آزاد فروز بن جشنش و در فتوح البلدان بلاذرى « 4 » به صورت فيروز بن جشيش آمده است . دژ المشقّر مرزبان اين دژ همان‌گونه كه خودش در ميان اعراب نام و آوازه‌اى داشته و در ادبيّات دوران جاهلى هم نامى از او باقى مانده ، مقرّ او نيز در بحرين كه كاخ يا دژى بنام المشقّر بوده در ادبيات عربى شهرت يافته بود . مشقّر نام دژى بوده كه آن را دولت ساسانى از خيلى پيش از اين تاريخ در اين منطقه به عنوان پادگانى نظامى و زيستگاهى براى مرزبان آنجا ساخته بوده است . به نوشتهء طبرى اين دژ را يكى از اسواران ايرانى به نام بسك پسر ماهبود ، كه كسرى او را براى ساختن آن دژ به بحرين فرستاده بوده است ، بنياد نهاده بود . طبرى شرحى از ساختن اين دژ ، و كارگرانى كه آن اسوار براى ساختن آن از اطراف گرد آورده بوده ، و تدبيرى كه براى ماندگار شدن آنها در آنجا به‌كار برده بوده است ، نوشته ، خلاصه آنكه او بدين‌منظور كه آن كارگران تا پايان كار در آن محل بمانند از سرزمين سواد و خوزستان هم زنانى فاجره بدانجا برده بود ، در اثر آميزش اين مردان با آن زنان و زاد و ولدشان جمعيّت آنجا فزونى يافته و از آنها طوايفى به‌وجود آمد كه بعدها

--> ( 1 ) - نلدكه ، به نقل يوستى از او ، ص 52 . ( 2 ) - سنى ملوك الارض . . . ، ص 116 . ( 3 ) - سنى ملوك الارض . . . ، ص 116 . ( 4 ) - فتوح ، ص 101 تا 103 .