محمد مهدى ملايرى

14

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

از ديگر امور وابسته به نظام ديوانى و دستگاه مالى ايران كه هم‌چنان تا مدت‌ها در دوران اسلامى هم ادامه يافت ، پول رايج و سكه‌هاى ساسانى بود كه در همهء مناطقى كه در دوران سابق رواج داشت در اين دوران هم در گردش بود . هرچند پيش از خلافت عبد الملك بن مروان در شام و ولايت حجّاج بن يوسف در عراق در جاهاى مختلف براساس همان سكه‌هاى ساسانى ، سكه‌هاى ديگرى ضرب مىشد ، ولى در اين دوران بود كه با آماده ساختن وسايل و ابزار لازم ضرب سكه‌هاى عربى اسلامى صورت عمل به خود گرفت « 1 » و اين مقارن بود با همان دورانى كه ديوان‌هاى رومى و فارسى هم در شام و عراق به زبان عربى برگردانده مىشدند . از اين تاريخ به بعد هرچند ضرب سكه‌هاى قديم تجديد نمىشد ، ولى آن‌ها هم يك‌باره از گردش خارج نشدند . ديگر گاه‌شمارى ايرانى بود كه هم‌چنان دست‌نخورده به عصر اسلامى انتقال يافت ، ازآن‌رو كه ملاك عمل در ديوان خراج همان گاه‌شمارى بود و جايگزينى هم نداشت . زيرا گاه‌شمارى عربى قمرى بود و در ديوان خراج كه مهم‌ترين منابع مالى آن ماليات‌هاى كشاورزى ، و گردش كار در آن براساس سال شمسى بود ، كاربردى نداشت . به‌همين‌سبب گاه‌شمارى ايرانى در جهان اسلام به عنوان سال خراجى شناخته شد و گذشته از خراج در زمينه‌هاى ديگر نيز ، مانند نجوم و رياضيات و ديگر امورى كه با سال قمرى ارتباطى نمىيافت ، كاربردى گسترده‌تر يافت و تا دوران جديد كه با آشنايى با جهان غرب تاريخ شمسى بيشتر كشورهاى اسلامى سال ميلادى مسيحى گرديد ، اساس سال شمسى رسمى در همهء كشورهاى اسلامى همان گاه‌شمارى ايرانى بود . با اين گاه‌شمارى بسيارى از سنت‌هاى ايرانى هم كه با آن ارتباط مىيافت در جهان اسلام راه يافت و مهم‌تر از همه عيد نوروز بود كه از قديم در ايران آغاز سال مالى شناخته مىشد و در دولت خلفا هم موسم افتتاح سال خراجى بود . و با آن‌كه در اين دوران به سبب اهمال در اجراى كبيسه - بدان‌گونه كه در ايران

--> ( 1 ) - بلاذرى ، فتوح ، ص 571 به بعد در « امر النقود »