محمد مهدى ملايرى
131
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
عبد اللّه ابن عمر به جرم كشتن يك مسلمان بدون دليل ، و پىآمدهاى آن در تواريخ اسلامى آمده كه درخور بحث و بررسى است « 1 » . حسن بصرى ، شرح حال مختصرى از وى در مقدّمهء اين كتاب گذشت ، وى در سال 21 هجرى از پدر و مادرى كه به اسلام گرويده بودند در مدينه زاده شد و پس از رسيدن به سنّ رشد به زادگاه پدرى خود در منطقه ابلّه و ميشان بازگشت و در بصره سكنى گزيد « 2 » . محمّد ابن سيرين ، او هم يكى از چهرههاى علمى اسلام در همين قرن نخست در بصره و هم روزگار حسن بصرى و دوست او بود . ابن نديم نامش را زير عنوان اسماء العبّاد و الزهاد و المتصوفة آورده و كتابى هم به نام « كتاب تعبير الرؤيا » به او نسبت داده است « 3 » . پدر وى از دهستانى بود از توابع نهروان پائين به نام جرجرايا كه تا زمان يعقوبى هنوز ديار اشراف ايرانيان بود « 4 » . نوشتهاند وى به كار مسگرى مىپرداخته و ديگهاى مسى مىساخته و براى اين كار به اطراف مسافرت مىكرده و پيش از حملهء اعراب به عراق براى همين منظور به عين التمر سفر كرده بوده و آن مصادف با حملهء خالد به آنجا بوده و در آنجا اسير شده و او هم مانند پدر حسن به بردگى افتاده و به مدينه منتقل گرديده است . او به انس بن مالك تعلق يافت و سپس آزادى خود را باز خريد . وى ظاهرا در همان مدينه به اسلام گرويده و پسر خود را محمد ناميده است . محمد هم مانند حسن بصره را براى اقامت برگزيد ، وى يكى از فقهاى معروف بصره گرديد و به ورع و تقوى
--> ( 1 ) - آگاهى بيشتر دربارهء هرمزان را در اين نوشتهها از نويسندهء اين كتاب خواهيد يافت : الف - فرهنگ ايرانى پيش از اسلام و آثار آن در تمدن اسلامى و ادبيات عربى ، چاپ دوم ، صفحهء 65 - 69 . ب - سرگذشت هرمزان و شرح نخستين آشنائى اعراب مسلمان با نظام ديوانى ايران ، در نشريهء « مقالات و بررسيها » . دفتر 9 - 12 تهران ، 1351 ه خ . ( 2 ) - شرح حال وى را در روايات مختلفش علاوه بر فتوح البلدان در اين جاها نيز خواهيد يافت : طبرى 1 / 2646 و 2962 و 4 / 9 - 2488 ؛ ابن خلكان ، وفيات ، 1 / 354 . ( 3 ) - الفهرست ، ص 316 ( 4 ) - البلدان ، ترجمهء فارسى « جرجرايا كه شهر نهروان پائين و ديار اشراف پارسيان از جمله رجاء بن ابى ضحاك و احمد بن خصيب است » . ( ص 100 )