محمد مهدى ملايرى
132
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
شهرت يافت . او هم در سال 110 هجرى و يكصد روز پس از حسن بصرى در گذشت « 1 » . به نوشتهء ياقوت ، شيرين نام مادر محمد بوده و او است كه اسير گرديده و محمد به نام او خوانده شده و چنان كه از اين نوشته برمىآيد ، پدرش هم مانند ديگر مردان در عين التمر كشته شده بوده « 2 » . برخى نوشتهاند كه پدر محمد بن سيرين هم مانند پدر حسن بصرى در همان جنگ ابلّه يا ميشان اسير گرديده و برخى هم نوشتهاند كه او در جنگ جلولا اسير شده بود « 3 » . * * * خاندان ابان رقّاشى ، نام و تبار اين خاندان را در كتب جاحظ مىيابيم . جاحظ از اين خاندان سه تن را به نامهاى فضل پسر عيسى بن ابان ، و پسرش عبد الصمد ، و عمويش يزيد بن ابان نام برده كه در مجلس حسن بصرى و فقيهان زمانشان به وعظ و تذكير مىپرداختهاند ، و جاحظ آنها را به عنوان سخنورترين مردم زمان خودشان ستوده ، و از سخنان آنان نيز عبارات عبرتآموزى را كه چون مثل سائر بر سر زبانها افتاده بوده آورده است « 4 » . و از زبان ابو عبيده نقل كرده كه پدر و جدّ اينان هم سخنور بودند . آنها سخنوران پادشاهان ايران بودند و چون به اسارت افتادند و در سرزمين اسلام و جزيرة العرب زادوولد كردند از آنجا كه عرق ( جوهر ) سخنورى در آنها بود در اين زبان ( - عربى ) هم همان مقامى را يافتند كه در آن زبان ( - فارسى ) داشتند و اين عرق همچنان در اين خاندان باقى ماند تا وقتى كه با بيگانگان از راه زناشوئى درآميختند و اين عرق در آنان سستى گرفت و زائل شد « 5 » .
--> ( 1 ) - ابن خلكان ، وفيات ، 3 / 537 . ( 2 ) - عبارت ياقوت زير كلمهء عين التمر چنين است : « و هى قديمة افتتحها المسلمون فى ايام ابى بكر على يد خالد بن الوليد فى سنة 12 للهجرة و كان فتحها عنوة فسبى نسائها و قتل رجالها فمن ذلك البسى والدة محمد بن سيرين و سيرين اسم امّه . . . » معجم البلدان ، ج 3 ص 759 . ( 3 ) - به نقل از تاريخ ادبى ايران ، تأليف ادوارد براون ، ترجمهء صالح ، ص 302 . ( 4 ) - مانند اين عبارت : « سل الأرض فقل من شقّ انهارك و غرس اشجارك و جنى ثمارك ؟ فان لم تجبك حوارا اجابتك اعتبارا » جاحظ گويد اين را فضل در وعظهايش مىگفت « البيان و التبيين » ، 1 / 247 . ( 5 ) - البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 245 - 247 . عبارت ابو عبيده دربارهء اين خاندان اين