محمد مهدى ملايرى
130
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مىكردند و پيغمبر اسلام هم هنوز با فتح مكّه و غلبه بر دشمنان توانمندش آنچنان قدرت و شوكت ظاهرى كسب نكرده بودند كه اينان مقهور آن قدرت گردند . و چون دربارهء اين گروه در گفتارى جداگانه سخن خواهد رفت در اينجا به همين قدر اكتفا مىشود . و ديگر از اين نمونهها در همين دوران ساسانى كه تاكنون به آن توجه نشده و درخور توجّه است برخى از مرزبانان ايرانى در سرزمينهاى عربى هستند كه آنها هم در زمان پيغمبر ( ص ) و دريافت نامه آن حضرت به اسلام گرويدهاند ، مانند مرزبان بحرين كه بلاذرى او را سيبخت ناميده و گويد كه در سال هشتم هجرى كه حضرت رسول علاء ابن عبد اللّه حضرمى را براى دعوت اهل بحرين به آنجا اعزام فرمود و با او نامهاى هم براى سيبخت مرزبان هجر فرستاد ، وى پس از دريافت آن نامه مسلمان شد « 1 » . و نمونههاى ديگر را هم مىتوان با اسقراء بيشتر در رويدادهاى اين دوران يافت . در قرن اوّل اسلامى از جمله ايرانيانى كه پس از رحلت پيغمبر ( ص ) به اسلام گرويده و در تاريخ اسلام نام و اثرى داشتهاند بهجز اسواران و دستههائى از سپاهيان ايران كه در قادسيه و اهواز و قزوين به اسلام گرويده و به كوفه و بصره ، نخستين پايگاههاى اسلامى ايران ، كوچيدند از اين افراد مىتوان نام برد . هرمزان ، كه در دوران ساسانى فرمانرواى خوزستان و لرستان بود و در خلافت عمر پس از جنگهاى متعدد در خوزستان اسير شد و به مدينه اعزام گرديد و در آنجا به اسلام گرويد و يكى از مشاوران خليفه در تنظيم امور دولت نوخاستهء اسلامى گرديد . نام او در ذكر تنظيم ديوان و تعيين تاريخ اسلامى و راهنمائيهائى كه او در اين دو مورد به خليفه كرده آمده است . مطالبى هم در مورد كشته شدن وى بهدست عبد اللّه بن عمر به تهمت شركت او در قتل عمر ، و قيام على بن ابى طالب ( ع ) به خونخواهى او ، و حكم آن حضرت به قصاص
--> ( 1 ) - فتوح البلدان ، ص 95 . معجم البلدان ، ج 1 ص 508 در البحرين .