محمد مهدى ملايرى

126

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اعراب و مرگ يزدگرد آخرين پادشاه ساسانى كه كمى بيش از پانزده سال طول كشيد صورت گرفت ، ولى دوران دوم چنين نبود . انتقال فكرى و فرهنگى مردم ايران نتيجهء طبيعى يك تحوّل مستمر در درون جامعهء ايرانى بود كه در اثر آن باورها مسير ديگرى پيمود ، و معيارها به گونه‌اى ديگر درآمد ، و ارزشها تغيير شكل يافت ، و چنين تحوّلى چيزى نبود كه با يك شكست نظامى يا با انتقال حكومت از گروهى به گروه ديگر صورت پذيرد يا در مدّتى كوتاه جامهء عمل پوشد . شايد ميسّر نباشد كه براى اين دوران آغاز و انجام ثابت و مشخّصى تعيين نمود ، ولى اين را مىتوان گفت كه اين دوران از سالها پيش از سقوط دولت ساسانى ، يعنى از همان روزگار پيغمبر اسلام و از همان وقتى آغاز شده كه نخستين فرد ايرانى به اسلام گرويده و اصول و مبانى آن را پذيرفته و خود و دانش و بينش و ذخائر فكرى و فرهنگى خويش را در خدمت آن نهاده ، و تا وقتى ادامه يافته كه اين تحوّل درونى در طىّ نسلهاى پىدرپى همه يا اكثريت قاطع مردم اين سرزمين را با قلمرو گستردهء قديم آن فراگرفته و هوش و استعداد آنها را به خود معطوف داشته است . در تاريخ ايران و اسلام و عرب كمتر دورانى را مهمتر از اين دوران و شايسته‌تر از آن براى تحقيق و بررسى - از لحاظ تحول فكرى و فرهنگى كه در آن روى داده و نتايجى كه از آن به‌دست آمده و اثرى كه در همهء دوره‌هاى تاريخى اين منطقه گذاشته است - مىتوان نشان داد ، ولى كمتر دورانى را هم مىتوان نشان داد كه با همهء اهميتى كه شناخت آن براى درك صحيح بسيارى از رويدادهاى تاريخى قرنهاى نخستين اسلامى دارد مانند اين دوران ناشناخته يا بدشناخته مانده باشد . آنچه را دربارهء رويدادهاى قرنهاى نخستين اسلامى نوشته شده چه در كتبى كه با عنوان فتوح تأليف شده و چه در كتابهاى تاريخ كه شرح وقايع اتّفاقيه ، از ديد مؤلفان آنها است - به زحمت و با مسامحهء بسيار مىتوان تاريخ اسلام ناميد . تاريخ اسلام شرح جنگ و ستيزها و قهر و غلبه‌ها و تصرّف سرزمينها و تصاحب