محمد مهدى ملايرى

108

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

مردم علم و انديشه وامانده و ناتوان است . امروز مراد از زبان علمى زبانى است روشن و صريح و ساده و پرمايه و مأنوس كه هم دانش عصر را به‌آسانى درخور فراگيرد و هم آن را به‌آسانى به اهل زبان - همهء اهل زبان - منتقل سازد و آن را وسيلهء پيشرفت آنان گرداند . و اين‌چنين زبانى ازآن‌رو براى اهل زبان مأنوس و خودمانى است كه همهء اصطلاحات آن در هر نوع از معارف بشرى و همهء واژه‌هاى نوساخته و نوظهور آن از همان زبان خود آنها و كلمات مأنوس ايشان گرفته شده و با چنان مهارت و ظرافتى به‌كار رفته كه گوئى آن دانش نوظهور در اصل از همين زبان نشأت گرفته است . اثر اهمال گذشتگان در كمبودهاى كنونى زبان فارسى از آنجا كه هر زبانى در اثر كاربرد آن در دانشهاى مختلف و در تحقيقات علمى پايه و مايه مىگيرد ، و استعدادهاى درونى آن مىشكفد ، و ويژگيهاى آن شناخته مىگردد . بىتوجهى به زبان فارسى و به‌كار نگرفتن آن در زمينه‌هاى علمى و تحقيقى باعث گرديد تا زبان فارسى كه در زمينه‌هاى ديگر با زبان عربى هم‌عنان مىرفت ، و حتى در برخى زمينه‌ها هم از آن پيشى مىگرفت ، در اين زمينه يعنى در تحقيقات علمى پيشرفتى نكند و از هم‌عنانى با زبان عربى بازماند ، تا بدان‌حد كه وقتى در دوران معاصر كسانى از استادان صاحب‌نظر به درس و بحث زبان فارسى پرداختند ، و در صدد جمع و تدوين اصول و مبانى علمى آن برآمدند ، اثر اهمال گذشتگان را در آن بسيار ، و نابسامانيهاى موجود در تنظيم اصول و قواعد آن را فراوان يافتند . و شايد بهتر باشد كه تفصيل اين اجمال در اين‌جا از زبان دو تن از همين استادان صاحب‌نظر شنيده شود : استاد فقيد جلال الدين همائى كه در بسيارى از معارف اسلامى و زبان و ادب فارسى و عربى دستى توانا داشت ، در خطابه‌اى كه با عنوان « دستور زبان فارسى » در فرهنگستان ايران ايراد نمود ، دراين‌باره چنين گفت : « وقتى كه تمام دوره‌ها را از ظهور اسلام تا حال حاضر از مدنظر بگذرانيم مىبينيم كه دانشمندان ما از