قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

42

تاريخ نگارستان ( فارسى )

[ 54 - يكى از كتاب زمان هارون الرشيد . ] 54 حكايت يكى از نويسنده‌هاى آنوقت گفته كه يكبارى بر دفترهاى جمع و خرج رشيد ميگذشتم نظرم بر فردى افتاد نبشته بود كه انعام ابو الفضل جعفر بن يحيى ادام اللّه بركاته نقدا چندين و قماش اينقدرو در وجه قيمت عطريات اين مبلغ همه را كه ميزان كردم سى هزارهزار درهم شد و در فردى ديگر احتياط كردم كه در همان قيمت نفط و بوريا كه او را سوخته بودند چهار درم و نيمدانك بود . نظم : افسوس كه در دفتر عمرم ايام * آن را روزى نويسد اين را روزى [ 55 - يكى از اعيان زمان هارون الرشيد . ] 55 حكايت يكى از اعيان گويد كه من در روز عيدى بخانهء والد خود رفتم زنى پير ، جامهء كهنه‌اى پوشيده و بنزديك مادرم نشسته در آن اثنا مادرم گفت ايشانرا مىشناسى گفتم نه گفت عنانه است مادر جعفر برمكى لاجرم متوجه او شدم و ديگر پرسيدم از او كه مدت الحيات از غرايب آنچه مشاهده كرده‌اى بيان فرماى گفت اى فرزند چگويم غريب‌تر از اين چه توان بود كه عيدى بر من گذشت كه چهارصد كنيز در خدمت من كمر بسته بودند و من با اين وجود شاكر نبودم جامى : شكر كن شكر در اين دير سپنج * جز غم و درد نه‌بيند كله‌سنج اكنون بر من عيدى ميگذرد كه به دو پوست گوسفند كه يكى را به زير اندازم و ديگريرا بر خود پوشم خورسندم از آن سخن پند گرفتم و از حال خود خورسند گشتم رودكى : زمانه پندى ازاده‌وار داد مرا * زمانه را چونكو بنگرى همه پند است بروز نيك كسان هيچ غم مخور زنهار * بسا كسا كه بروز تو آرزومند است مرا بر حال او رقت آمده مبلغ پانصد درهم به دو بخشيدم از آنشادى نزديك بود كه بميرد نكته : ان نعم الله مجهولة ما دامت محصولة . درين فيروزه كاخ دير بنياد * عجب غافل نهاده است آميزاد نباشد دأب او نعمت‌شناسى * نباشد كار او جز ناسپاسى بنعمت گرچه عمرى بگذراند * نداند قدر آن تا درنماند [ 56 - محمد دمشقى و پسر فضل بن يحيى برمكى . ] 56 حكايت محمد دمشقى گويد چون حق‌تعالى فضل بن يحيى را پسرى كرامت كرد اكثر شعرا در آن تهنيت قصائد غرا گذرانيدند و از هيچيك نه‌پسنديد من در آنوقت چون بمجلس فضل رسيدم مرا گفت چه شود اگر تو نيز درين باب دو بيتى انشاء فرمائى گفتم شكوه مجلس تو مرا مانع است گفت باكى نيست بهرحال آنچه بخاطرت ميرسد يكدوبيتى بگوى القصه دو بيت بديهتا به نظر او گذرانيدم فضل را آن ابيات خوش آمده ده هزار دينار انعام فرمود من از آن وجه املاك خريده