قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

511

تاريخ نگارستان ( فارسى )

حتى تهديد بقتل و صورتى كه مشتمل بر اين معنى و دو شكل شش لول بر آن كشيدند نوشته و بر درهاى صحن مقدس چسبانيدند اهل نجف از عرب و عجم كه اين معنى را ديدند از بطلان اين امر و اغراض مفسدين مطلع شدند بكلمهء واحده آنها را لعن كردند ( لابد مانند لعن كردن بنى اميه حضرت حسين را ) و اين معنى موجب آن شد كه متدينين و علماء و اهل علم متمكن از بدگوئى و انكار اين امر مشئوم شدند و به حمد اللّه اهل حق قوتى گرفتند لا ينقطع شيوخ اعراب و علماء ايشان از حضرت آقا و اصحاب ايشان سئوال از مرتكبين اين امر شنيع مىنمودند كه آنها را به مجازات خود برسانند و تلف كنند از خود حضرت آقا جوابى به غير آنكه به خدا واگذاشتيم و احدى را نمىشناسيم نشنيدند و يكروز خود آقا هم بر منبر درس بمحضر همهء آقايان طلاب فرمودند كه امر راجع بدين اسلام است و فقط نفوس و اعراض مسلمين بايد بشود و حفظ شوكت مذهب جعفرى صلوات اللّه عليه و على آبائه الطاهرين و ابنائه المعصومين و دماء بايد بشود و اين معنى خبر بمطابقه با شريعت مطهره نخواهد شد و از كشتن هم باك ندارم چيزى از عمر من نمانده كه از آن خائف باشم و از دين خود دست بردارم ديگر حضرت آقا ساكت بودند هيچ نمىفرمودند تا آنكه مدتى لا ينقطع از علماء و متدينين بلاد عجم و اهل علم و متدينين آنجا مكاتيب مشحون از تشكيلات فوق العاده از ظهور فتن و شيوع بدع و بىپردگى كفره و زنادقه و ملاحده و فرنگىمآبان و انتشار كلمهء كفريات و جسارت بانبياء و ائمه و بالخصوص حضرت ختمى مرتبت صلى اللّه عليه و آله و حضرت ولى عصر ( ع ) رسيد حتى آنكه نوشته بودند كه ملاحده علانيه وجود مبارك امام زمان ( ع ) را بوجود موهوم تعبير ميكنند باز هم حضرت آقا ساكت بودند تا آنكه در چندى قبل تلگرافى از جناب ثقة الاسلام آقاى آخوند آملى دامت ايام افاضاته در شكايت از كمال شيوع اين معانى و پناه بردن اهل علم و اخيار به حضرت عبد العظيم رسيد خيلى اسباب وحشت خاطر مبارك حضرت آقا گرديد جوابى از آن تلگراف مطابق صورت جوف مرقوم فرمودند اين معنى اسباب شدت اضطراب شياطين و شركاء ملحدين گرديد در مقام اذيت آن وجود مبارك برآمدند و گاهى فى الجمله سوء ادب لسانى از آنها شنيده شد و بعضى از طلاب عرب مسبوق شدند كسبهء بازار هم فى الجمله مستحضر شدند در اين بين هم تلگرافى از تهران رسيد كه مضمون آن شدت ضعف و اضطراب ملاحدهء آنجا بود اين مفسدين خيلى ناچار شدند پردهء حيا را به كلى از خود دور كردند و در صحن بناى هاىوهوى گذاشتند شايد بتوانند خاطر آقا را مضطرب نمايند و تلگرافى مطابق اغراض خبيثهء خود بگيرند عرب و عجم نجف كه از اين معنى مستحضر شدند فرداى آن شب در محل نماز جماعت تمام مردم از كسبه و تجار و عرب و عجم همگى مسلح بودند خدمت حضرت آقا هجوم آوردند و فرياد ميزدند