قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

512

تاريخ نگارستان ( فارسى )

كه تمام مفسدين نجف را خواهيم كشت حضرت آقا و اصحاب هرچه آنها را آرامى ميدادند آرام نميگرفتند حكومت هم با جمعى عساكر در صدد امتثال و اطاعت آنچه امر بفرمائيد برآمد جواب همان بود كه به خدا واگذاشتم و به غير از خدا كسى را ندارم و نمىخواهم و افتضاح اين امر به حدى رسيد كه حتى اطفال اهل نجف مفسدين اهل عجم را لعن ميكنند و از قرارى كه ميگويند حكومت عثمانى در صدد اخراج مفسدين است اين خبر آشوب نجف كه بعشاير اطراف رسيد از جانب شيوخ اعراب لا ينقطع رسول خدمت حضرت آقا ميرسيد كه ما در جميع مراتب حاضريم و با قبيلهء خود بنجف اشرف خواهيم آمد خداوند طول عمر به حضرت مستطاب شريعتمدار آقاى اخوى آقا سيد على بدهد كه الحق غوث الشريعه و حامى الشيعه ايشان بودند از اول ورود بنجف اشرف با آن لسان بليغ بآيات قرآنيه و خطب نهج البلاغه و ادعيهء صحيفهء سجاديه و اخبار اهل بيت صلوات اللّه عليهم اجمعين در جميع مجالس و محافل صحن مطهر و مجلس درس طلاب را موعظه فرمودند كه بايد انجام امر ايران بمطابقه با شرع انور باشد تا نفوس و دماء و اموال مسلمين محفوظ ماند و تكميل عقايد اسلاميه مسلمين بشود و از جهت صحبتهاى ايشان بود كه مقدسين و متدينين بيدار شدند و امر باينجانب رسيد . شكر الله مساعيه الجميله و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته . العبد عبد الحسين يزدى . انتهى اين اشعار سعدى مناسب حال مستبدان است كه گفته : شعر : سر در سر هوا و هوس كردهء و باز * در كار آخرت كنى انديشه سرسرى آن راه دوزخست كه ابليس ميرود * بيدار باش تا پى او راه نسپرى در صحبت رفيق بدآموز همچنان * كاندر كمند دشمن آهخته خنجرى [ 808 - دستينه كردن مظفر الدين فرمان مشروطه ] 808 من الحوادث چون مظفر الدين شاه فرمان مشروطه را دستينه كرد بعد از پنج روز در ماه جمادى الثانيه سال 1324 درگذشت . جنازه‌اش را بكربلا نقل دادند و در رواق مرقد حضرت حسين ( ع ) مدفون شد بعد از وى فرزندش محمد على شاه از تبريز به تهران آمد و پادشاه ايران شد با آنكه به قرآن سوگند ياد كرده بود كه از مشروطه حمايت كند بسبب اطرافيان نابكار فريب خورده آشكارا مخالفت با مجلس شورى و آزاديخواهان نمود چنان كه در روز 23 جمادى الاولى سال 1326 مجلس شورى را توپ بست و بسيارى از آزادىخواهان را مانند ملك المتكلمين و جهانگير خان شيرازى مدير صور اسرافيل و غيرهما را يا كشت يا بزندان افكند . مردم آذربايجان مردانه قيام كردند و برياست ستار خان و باقر خان باتفاق آزاديخواهان گيلان و ايل بختيارى كه