قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
510
تاريخ نگارستان ( فارسى )
بارى مهاجرين زاويهء مقدسه را مقصودى جز تمشيت اين فقرات مسطوره كه و الله القاهر الغالب المدرك المهلك محض حراست اسلام حفظ شريعت خير الانام عليه و آله الصلاة و السلام است نيست هروقت وكلاء محترم كه همه دم از مسلمانى و ديندارى و خداشناسى مىزنند مضايقه و ممانعت و مزاحمت خود را به اين چهار فقره ترك گفتند و اينها را پذيرفتند احدى از علماء اسلام و طبقات مسلمين را با ايشان سخنى نخواهد بود و مجلس دار الشورى كبراى ملى اسلامى هم حقيقة بلقب ( مقدس ) دعاى شيد اللّه اركانه شايسته و سزاوار خواهد گرديد . إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ . انتهى اين نامهاى بود كه شيخ فضل اللّه نورى نوشته و بوكلاء مجلس و حاميان آن فرستاد گويا جواب قانعكنندهاى به او ندادند و سرانجام سر خود را در اين مخالفت و نامهنگارى بباد داد يعنى او را مشروطهخواهان بسال 1327 در تهران بدار كشيدند . و در قم در صحن اتابكى دفن شد . شعر : چو كردى با كلوخانداز پيكار * سر خود را بنادانى شكستى چو تير انداختى بر روى دشمن * حذر كن كاندر آماجش نشستى [ 807 - شرارت مستبدان . ] 807 من الوقايع مستبدان دست از شرارت نمىكشيدند و پيوسته بنامهنگارى و آشوب كردن در مردم جدى ميكردند و كوششى مىنمودند هرگاه همهء آنها را در اين دفتر ياد كنم خواننده را ملالت دست دهد اما آوردن برخى از آنها در اينجا لازم است تا مردم بدانند كه مستبدان پيوسته تحريكات بسيار ميكردند بلكه محرك فتنه هميشه ايشان بودند و مشروطهخواهان از باب دفع ضرر بجواب مىپرداختهاند . اين نامه را يكى از پيروان سيد كاظم يزدى بنام آقاى عبد الحسين يزدى از نجف به تهران به پسر سيد كاظم فرستاده بود كه در حضرت عبد العظيم ( ع ) نزد حاج شيخ فضل اللّه مانده و تحريكات دامنهدارى ميكرده . اين نامه در بيستم تير يكم جمادى الثانيه سال 1327 فرستاده شده . بعرض مىرساند اميد كه خداوند وجود مبارك جنابعالى را از جمع آلام و اسقام مصون و محروس بدارد تلوا فى الجمله شرح بعضى وقايع را بعرض ميرسانم كه حضرات مفسدين آن حدود خواسته تلگراف مساعد با اغراض خبيثهء خود كه فى الحقيقه هدم اسلام و پايمال كردن كلمهء طيبه ( لا إله الا الله و محمد رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ) بود از حضرت مستطاب حجة الاسلام و آية اللّه فى الانام حضرت آقا ( مقصود سيد كاظم يزدى ) بگيرند امتناع شديد ميفرمودند لذا مفسدين در مقام صدمه و اذيت آن وجود مبارك برآمدند