قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

504

تاريخ نگارستان ( فارسى )

از زبان نورى براى مجلس و مردم به تهران فرستادند و صورت آن اينست : شرح مقاصد حضرت حجة الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ فضل اللّه سلمه اللّه و ساير مهاجرين زاويهء مقدمه از علماء عظام و غيرهم آن است كه سال گذشته از سمت فرنگستان سختى به كشور ما سرايت كرد و آن سخن اين بود كه هردولتى كه پادشاه و وزراء و حكامش بدلخواه خود با رعيت رفتار مىكند آن دولت سرچشمهء ظلم و تعدى و تطاول است و مملكتى كه ابواب ظلم و تعدى و تطاول در آن مفتوح باشد آبادانى برنميدارد و لايزال بر پريشانى رعيت و بىسامانى اهالى مىافزايد تا آنجا كه بالمرهء آن مملكت از استقلال مىافتد و در هاضمهء جانورهاى جهانخور تحليل ميرود و گفتند معالجهء اين مرض مهلك منفى آنست كه مردم جمع بشوند و از پادشاه بخواهند كه سلطنت دلخواهانه را تغيير بدهد و در تكاليف دولتى و خدمات ديوانى و وظايف دربارى قرارى بگذارند كه من بعد رفتار و كردار پادشاه طبقات خدم و چشم او هيچوقت از آن قرار تخطى نكند و اين قرارداد را هم مردمان عاقل و امين و صحيح از خود رعايا بتصويب يكديگر بنويسند و بصحهء پادشاه رسانيده در مملكت منتشر نمايند و گفتند نام آن حكمرانى بدلخواه زبان اين زمان سلطنت استبداديه است و نام اين حكمرانى قراردادى سلطنت مشروطه است و نام قرارداددهندگان وكلاء يا مبعوثين است و نام مركز مذاكرات آنها مجلس شوراى ملى است و نام قراردادهاى آنها قانون است و نام كتابچه كه آن قراردادها را در آن مىنويسند نظامنامه است . سلسلهء علماء عظام و حجج اسلام چون از اين توير و اين ترتيب استحضار نام بهمرسانيدند مكرر با يكديگر ملاقات نمودند و مقالات سرودند و همه تصديق فرمودند كه اين خرابى در مملكت ايران از بىقانونى و ناحسابى دولت است و بايد از دولت تحصيل مجلس شوراى ملى كرد كه تكاليف دواير دولتى را معين و تصرفاتشان را محدود نمايد تا آنكه به حمد اللّه تعالى پادشاه مرحوم ( مظفر الدين شاه ) موفق و مساعى علماء عظام مشكور و مجلس دار الشوراى كبراى اسلامى مقتوح شد و اعليحضرت اقدس شاهنشاه عصر خلد اللّه سلطانه ( مقصود محمد على شاه ) هم به اين سعادت مساعدت كه مبذول مىفرمايند حائز گرديد پس عنوان سخن و مبدأ مذاكرات بىقانونى دواير دولت بود و حاجت ما مردم ايران هم به وضع اصول و قوانين در وظايف دربار وى و معاملات ديوانى انحصار داشت و بعد همين‌كه مذاكرات مجلس شروع شد و عناوين دائر با ميل مشروطه و حدود آن در ميان آمد از اثناء نطقها و لوائح و جرائد امورى بظهور رسيد كه هيچكس منتظر نبود و زائد الوصف مايهء وحشت و حيرت رؤساء روحانى دائمه جماعت و قاطبهء مقدسين و متدينين شد .