قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
505
تاريخ نگارستان ( فارسى )
از آن جمله در منشور سلطانى كه نوشته بود مجلس شوراى ملى اسلامى داديم . لفظ اسلامى گم شد و رفت كه رفت اين فقره سند صحيح دارد عند الحاجه مذكور و مشهور مىشود و ديگر در موقع اصدار دستخط مشروطه از اعليحضرت اقدس شاهنشاه عصر دام ظله المدود در مجلس در حضور هزار نفر بلكه بيشتر صريحا گفتند كه ما مشروعه نمىخواهيم و ديگر برأى العين همه ديديم و مىبينيم كه از به دو افتتاح اين مجلس جماعت لاقيد ، لاابالى ، لا مذهب از كسانى كه سابقا معروف ببابى بودن بودهاند و كسانى كه منكر شريعت و معتقد بطبيعت هستند همه در حركت آمده و بچرخ افتادهاند سنگهاست كه به سينه ميزنند و جنگهاست كه با خلق خدا ميكنند و ديگر روزنامهها و شبنامهها پيدا شد اكثر مشتمل بر سب علماء اعلام و طعن در احكام اسلام و اينكه بايد در اين شريعت تصرفات كرد و فروعى را از آن تغيير داده تبديل باحسن و انسب نمود و آن قوانينى كه بمقتضاى يكهزار و سيصد سال پيش قرار داده شده است بايد همه را با اوضاع و احوال و مقتضيات امروز مطابق ساخت از قبيل اباحهء مسكرات و اشاعهء فاحشهخانهها و افتتاح مدارس تربيت نسوان و دبستان دوشيزگان و صرف وجوه روضهخوانى و وجوه زيارات مشاهد مقدسه در ايجاد كارخانجات و در تسويهء طرق و شوارع و در احداث راههاى آهن و در استجلاب صنايع فرنك و از قبيل استهزاء مسلمانها در حواله دادن بشمشير حضرة ابى الفضل ( ع ) يا بسر پل صراط و اينكه افكار و گفتار رسول مختار ( ص ) العياذ باللّه از روى بخار خوراكهاى اعراب بوده است مثل شير شتر و گوشت سوسمار و اينكه امروز در فرنگستان فيلسوفها هستند خيلى از انبياء و مرسلين آگاهتر و داناتر و بزرگتر و نستجير باللّه حضرت حجة بن الحسن ( ع ) را امام موهوم خواندن و اوراق قران مجيد را در مقواهاى ادوات قمار به كار بردن و صفحات مشتمل بر اسم جلاله و آيات سماويه را در صحن مجلس شورى دريدن و پاشيدن و نگارش اينكه مردم بىتربيت ايران سال بيست كرور تومان مىبرند و قدرى آب مىآورند كه زمزم است و قدرى خاك كه تربت است و اينكه اگر اين مردم وحشى و بربرى نبودند اين همه گوسفند و گاو و شتر در عيد قربان نمىكشتند و قيمت آن را صرف پلسازى و راهپردازى ميكردند و اينكه تمام مال روى زمين بايد در حقوق مساوى بوده ذمى و مسلم خونشان متكافؤ باشد و با همديگر درآميزند و به يكديگر زن بدهند و زن بگيرند ( زنده باد مساوات ! ! ) ديگر ظهور هرج و مرج در اطراف ممالك محروسه و سلب امنيت و خلاف نظم و شيوع خونريزى و تاختوتاز و اثارهء فتن و مفاسد در هر صقع و هر ناحيه و رواج رقابت و خصومت و معادات در ميان اهالى شهرهاى بزرك خصوصا حوادث و سوانحى كه در صفحهء