قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

481

تاريخ نگارستان ( فارسى )

تيرى بشاه افكندند آنها را در دم گرفته بقتل رسانيدند . روز آدينه 17 ذيقعده شاه به تهران آمد عباس ميرزا را با مادرش بكربلا و نجف فرستاد . كهندل خان دوباره روى بهرات آورد كار صيد محمد خان ظهير الدوله سست شد افغان و تركمان دست بتاخت‌وتاز نهادند . حسام السلطنه بسرخس رفت حاكم سيستان مطيع شد و پسر خود را بمشهد فرستاد تا از صيد محمد خان تقويت شود كهندل فرار كرد . و ميرزا سعيد خان وزارت خارجه يافت . بسال 1269 هجرى محمد امين خان خوارزمى بمرو آمد عبد الرحمان پسر خود رحمان وردى را نزد حسام السلطنه فرستاد عباسقلى خان در جزى بكمك او رفت سپاهيان خان خوارزم عقب‌نشينى كردند عباسقلى خان درگذشت نخست پسرش بجاى او آمد سپس اسماعيل خان سرهنك با سه فوج و پانصد سوار دستش عراده توپ بجاى برادر فرستاده شد حسام السلطنه را خواستند . شاهزاده معين الدين ميرزا از تاج الدوله دختر سيف اللّه ميرزا پسر خاقان بولايت‌عهد نامزد شد شش ساله درگذشت . سلطان على خان پسر كهندل خان با پيشكش به تهران آمد مظفر الدوله لقب يافت ميرزا رضى كردستانى از شاگردان دار الفنون براى آموزگارى افواج با وى بهرات رفت كه اگر خواسته شدند به تهران بيايند و اگرنه در فرمان حاكم قندهار باشند . شاه در اينسال عزم چمن سلطانيه كرد در اردو و با افتاد و در شيراز زلزله‌اى سخت شد درفش ايران را در استانبول برافراشتند . در سال 1270 بندر عباس را كه امام مسقط گرفته بود پس‌گرفتند قلعهء دزك بلوچستان گشوده شد . بسال 1271 محمد امين ، خان خيوه كه با گروهى بسيار بسرخس آمده بود از لشكر ايران شكست خورده سر او را نزد فريدون ميرزا برده به تهران فرستادند و در قسمت شمال غربى ميدان سپه دفن كردند و آنوقت خارج شهر بود . رضا قليخان حضور داشته رباعى زير را خدمت شاه فروخواند : شعر : شاها بفلك صيت سخاى تو رسيد * بر انس و ملك بذل و عطاى تو رسيد خوارزم شه ارچه سركشى كرد بسى * اينك سر او به خاك پاى تو رسيد [ 781 - پيشرفت ايران در هرات . ] 781 من الوقايع پيشرفت دولت ايران در هرات و كار كهندل خان و دوست محمد خان سبب انديشهء انگليس شد كلنل شيل سفير انگليس به آقا خان رسما پيام فرستاد كه اگر لشكر ايران دست از هرات نكشد كار به سختى خواهد كشيد . محمد يوسف خان كه هنگام قتل كامران بدست يارمحمد خان بسال 1261 بدولت ايران پناه آورده بود و سالها در ايران ميزيسته با مخالفين صيد محمد خان سازش كرده بىخبر از مشهد بدر رفت ظهير الدوله و مادر و خواهر او را بكشت و بزن وى تعدى كرد و نامهء به تهران فرستاد و پوزش خواست .