قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
482
تاريخ نگارستان ( فارسى )
بسال 1272 هجرى ميان كابل و قندهار كدورتى پديد آمد كهندل خان بمرد و فرزندانش درهم افتادند و دوست محمد خان برادر كهندل خان بهواى قندهار افتاد بعضى پسران كهندل به تهران آمدند و گفتند دستاندازى دوست محمد به قندهار به تحريك انگليس ملعون است و اگر بتواند از آشفتن خراسان خوددارى نخواهد كرد اين مطلب در روضة الصفاى ناصرى مفصلا بيان شده . عيسى خان افغان از دوست محمد خان يارى خواست دولت ايران نيز براى نگاهبانى سرحدات متوجه خراسان شد حسام السلطنه روى بهرات آورد غوريان را بگشود بهرات رسيد عيسى خان محمد يوسف را هواخواه ايران شناخته بزندان افكند كار بر عيسى خان سخت شد . سلطان احمد خان از كابل بهرات آمد حسام السلطنه را ديد و عيسى خان نيز سر پيش افكند حسام السلطنه بهرات وارد شد بنام ناصر الدين شاه خطبه خواند و سكه زده به تهران فرستاد در همين سال مرك معين الدين وليعهد در اين هنگام سور را بسوك مبدل كرد . و صيد سعيد خان دگرباره پناهنده بايران شد . بسال 1273 موره سفير انگليس درفش را خوابانيده به بغداد رفت تا آنجا را نيز مانند ايران در فتنه و آشوب افكند چون خاصيت انگليسى بودن در همهجا و همه زمانها آشوب و فتنه در جهان بوده و خواهد بود . هرات يعنى رك جان انگليس همان هراتى كه آمدن جانملكم بايران براى خواستن پيشگيرى افغان از تاختن بهند بود . و فرخ خان امين الملك مأمور دربار فرانسه در آن هنگام در پاريس بود و در همين سال لردكليف سفير انگليس با او وارد گفتگو شد سود نداد فرمانفرماى هند اعلان جنك كرد و انگليس خارك را متصرف شد و در كنار بوشهر به گمان خود سپاه آورد و اين دزدان بوشهر مقدس را از دريا بتوپ بستند شجاع الملك برازجان را تهى كرد خواست ميداندارى كند نتوانست طوايف تازى و بختيارى خود را فروختند سپاه استعمارگران از دريا و خشكى بمحمره حمله برد و راه شوشتر پيش گرفتند خانلر خان احتشام الدوله كه محمره را براى دفاع از دست داده بود سنگر خود را كنار كارون برده و آن را نيز بدشمن سپرد . غلهء بسيار بدست دزدان افتاد . ناصر الدين شاه انديشناك شد مخبر السلطنه گويد : آقا خان بشاه گفت ريش مرا بگير چون شاه بگرفت او تخم شاه را بگرفت شاه گفت هان چه ميكنى گفت رها كن تا رها كنم ظاهرا اين دستور انگليس بود كه بآقا خان آموخته بودند . آمدن انگليس را ببوشهر آقا خان بقوام الملك نسبت داده كه بتلافى قتل پدرش حاج ابراهيم خان فتنه انگيخته است فتحعلى خان پسر حاج قوام تهران بود بعرض شاه رساند كه شجاع الملك گماشتهء صدراعظم آقا خان است اين آتش را افروخته برادر من در اين كار مدخل ندارد او از طرف صدراعظم اشاره كرد كه انگليس سپاه