قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

477

تاريخ نگارستان ( فارسى )

مخارج سفر گفتگو ميكرد ميرزا تقى خان ميگويد : كه دستخط بفرمايند كه سند تقى سند من است هر اندازه مخارج لازم باشد فراهم ميكنم شاه در 10 شوال 1264 از تبريز حركت به تهران كرد . در منزل اوجاى لقب محمد خان زنگنه را كه درگذشته بود بميرزا تقى خان ميدهد و او را امير نظام لقب كرده . در يافت‌آباد شاهزادگان و رجال خدمت شاه ميرسند مقام ميرزا تقى خان و كاردانى او را ديده گردنهاى كشيده از بيم او بگريبان فروميرود و نويدها كه به خود داده بودند بدل بنوميدى مىشود و قاآنى در ستايش وى گفته : شعر : دو سال هست كمترك كه فكرت تو چون محك * ز نقد جان يك‌بيك بسنك زد عيارها بپاىتخت پادشه فزودى آنقدر سپه * كه صف كشد دو ماهه ره پيادها سوارها كشيده گرد ملك و دين ز سعى فكرت رزين * ز توپهاى آهنين بس آهنين حصارها ناصر الدين شاه در 21 ذيقعده سال 1264 به تهران وارد شد و در شب 22 ذيقعده جلوس رسمى مىكند ميرزا تقى خان بلقب صدارت و منصب امارت لشكر انتخاب مىشود . ميرزا آقا خان نورى كه در قم بود به تهران آمده بسفارت انگليس ميرود سپس بدربار آمده دستور رفتن بقزوين خواسته بود اجازه داده نشد . حشمت الدوله مأمور سرخس بود سالار شهر را در قبضه داشت انتظام خراسان لازم بود از اينرو نور محمد خان سردار قاجار و سليمان خان افشار بدانجا رفتند . از سبزوار نامهء پائين براى سالار و جعفر قليخان مىفرستند : نظر به قوت خود و ضعف حمزه ميرزا كه به نيروى يارمحمد خان بهرات رفته بود وقعى به آن نامه نمىگزارد سالار براى ترتيب دادن كارهاى تربت حيدريه رفته و جعفر قليخان بنيشابور آمده بود سليمان خان او را اميدوار كرده نامه‌اى به تهران فرستاد سالار چون بسبزوار آمد سخن عم خود را نشنيد . سام خان ايلخانى زعفرانلو در آن ايام از تهران به قوچان گريخته بود . سلطان مراد ميرزا مشغول اسفرائن بود چون بسبزوار رسيد امر بمحاصره داد بسيارى برف و اندكى خوراك سبب رفع محاصره شد باز بقوچان رفتند و بجوين و قلعهء جغتاى پرداختند سالار بحمايت اللّه يار خان جوينى شتافت و كارى نساخت قلعهء جغتاى گشوده شد و بسبزوار تسليم گشت . [ 779 - وليعهدى محمود فرزند ناصر الدين شاه ] 779 من الوقايع روز آدينهء 17 ذيقعده سال 1264 سلطان محمود ميرزا نخستين فرزند ناصر الدين شاه از گلين بانو بولايت‌عهد نامزد شد امير اتابكى او را بر عهده گرفت . 1265 ميرزا تقى خان نيز در اين سال خواهر تنى عزة الدوله را بزنى گرفت مدعيان خصوصا اسماعيل خان فراشباشى رشك برده افواج را بر امير بشورانيد