قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

475

تاريخ نگارستان ( فارسى )

خراسان رفت محمد شاه در برج عقرب 1203 عزيمت كرده 15 عقرب قلعهء غوريان مفتوح شد و شهر هرات محصور ايران و افغان با توپ و تفنك ميجنگيدند روس و انگليس با سياست بيشتر ماكنل وزير انگليس و كنت سيميونيچ وزير دولت روس در ميدان حاضر شدند سفير انگليس در پطر نيز وارد مذاكره شد . كار هرات به سختى كشيد از هند سپاه بخارك آمد و سفير احمق محمد شاه را تهديد كرد صاحب منصبان انگليسى دست از كار كشيدند . در هنگامى كه هرات تسليم مىشد محمد شاه دست از جنك كشيد اين يكى از هزارها فجايع انگليسها بر ايرانست در نتيجهء اقدامات سفير انگليس در پطر ، سيميونيچ احضار شده و كنت مدن بجاى او آمد . ثمرهء جنك هرات با ايران بهره‌اش مزاحمت انگليس شد و امير دوست محمد خان نيز آزرده گشت كه شجاع را تجهيز كرده بكابل فرستادند . با سابقه‌اى كه نادر شاه در هند گزارده بود توجه ايران بافغانستان تزلزل حكومت هند است . فرمانرواى هندوستان مبلغى از براى كامران امير افغان فرستاد و استقلال هرات را ضمانت كرد . سپاه انگليس بسال 1258 هجرى خارك را تخليه كرد كلنل انگليسى رفت و كلنل‌شيل بجاى او برقرار شد . روس آشوراده را متصرف شد و ميان موافق و مخالف فرقى نماند . بسال 1259 در ارزنة الروم مجمعى گرد آمدند كه قرارى در تشخيص حدود ايران و عثمانى بدهند از طرف انگليس ويليام و كرزن و از طرف ايران ميرزا تقى خان وزير لشكر و از طرف عثمانى انور افندى و از طرف روس كلنل و نيز . از ارض روم به بغداد رفتند و بسال 1268 بمحمره آمدند و نقشه كشيدند از كوه اقرىداغ تا خليج فارس در دويست فرسخ طول و يك فرسنك الى پنج فرسنك عرض منطقهء متنازع فيه تشخيص دادند در حقيقت سابقه براى گفتگوى ديگر نهادند و قرار شد سليمانيه متعلق بعثمانى باشد و محمره متعلق بايران . شعر : آن را كه طوق مقبلى اندر ازل خداى * روزى نكرد چون نكشد غل مدبرى پيش از من و تو بر رخ جانها كشيده‌اند * طغراى نيك بدبختى و نيل بداخترى [ 777 - آشفتگى كارها در ايران . ] 777 من الوقايع در پايان روزگار محمد شاه بواسطهء كسالت هميشگى شاه و اعتماد بميرزا آقاسى وزير و طرز رفتار او هرج و مرج در دربار و گوشه و كنار بسيار شده بود و دولت از هر سوى از اعتبار افتاده . سفرا در همه كار مداخله مىكردند و مجال نمىدادند . ميرزا آقاسى در آباد كردن املاك و انباشتن مخزن از لوازم ارتشى كوششى داشته و تا پايان دولت مظفر الدين شاه بسيار از لوازم وزير مانده بود يكى