قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

462

تاريخ نگارستان ( فارسى )

اين صلح ميان ايران و روس پيش از سيزده سال دوام نكرد . گويا محرك فساد در اين ميان انگليسها بودند . [ 764 - پيمان ايران با انگليس . ] 764 ايضا عهدنامه‌ايكه حاج ابراهيم شيرازى صدراعظم فتحعلى شاه با جان‌ملكم انگليسى بسته بود صورت آن اينست : الحمد لله الذى قال يا ايها الذين آمنوا اوفوا بالعقود و لا تنقضوا الايمان بعد توكيدها . يكم - آنكه صورت ممتاز اتحاد كامل و دوستى و يگانگى كه در آئينهء جاويدانى نقش بسته است هميشه ثابت و برقرار باشد . دوم - هرگاه پادشاه افغانستان قصد كند كه بممالك هندوستان حمله ببرد از ممالك اعليحضرت پادشاه ايران يكدسته قشون دلير بدفع او مأمور شود . سوم - هرگاه پادشاه افغان باب صلح و دوستى را با پادشاه جمشيد اقتدار مفتوح سازد بايد بدوا تعهد نمايد كه بممالك هندوستان حمله نبرد . چهارم - هرگاه يكى از سلاطين افغان يا فرانسه با دولت ايران شروع بجنك نمايد پادشاه انگليس بايد به قدر كفاف اسلحه و ما يحتاج جنك در اقرب زمان بيكى از بندرهاى فارس بفرستد . پنجم - هرگاه دولت فرانسه بخواهد يكى از جزاير خليج فارس را متصرف شود قشون ايران با مدد قشون انگليس ايشان را از آن جزيره بيرون كند و اگر از فرانسه تقاضا شود كه محلى براى توقف به آنها داده شود دولت ايران قبول نكند . بتاريخ ماه جدى 1216 ( ژانويه 1801 ) [ 765 - پيمان‌نامهء ايران با انگليس . ] 765 ايضا عهدنامهء تهران در تكميل عهدنامهء مجمل كه بين ميرزا محمد شفيع صدراعظم و حاج محمد حسين خان مستوفى الممالك و سرحرفرد جنس بسته شده بود ( 1224 ه ) بعدها در سال 1227 هجرى باتفاق سرگور اوزلى تغييراتى داده شد هنرىاليس براى انجام حاضر شد . يكم - اولياى دولت ايران بر خود لازم داشتند كه از اين تاريخ هر عهد و شرطى كه با هر يك از دول اروپا كه با انگليس در نزاع و دشمنى بوده بسته باشند باطل دانند و پادشاه ايران متعهد مىشود كه لشكر ساير دول فرنگستان را از حدود ايران راه عبور بهندوستان ندهد و حتى الامكان نگذارد كسى از راه خوارزم و بخارا به آن مملكت حمله برد . دوم - اولياى انگليس متعهد ميشوند در امور داخلى ايران بهيچوجه مداخله نكنند ( توبهء گرگ مرك است ) و در منافشات بين شاهزادگان و امراى اين مملكت مداخله ننمايند .