قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

447

تاريخ نگارستان ( فارسى )

و كشور را مىبرند . چنان كه انگليسيان در هندوستان ، اول بنام تجارت در آنجا رخنه كردند بعدا آنكشور پهناور را فروخوردند . بعدا آقا محمد خان معلوم كرد كه تجارتخانه قلعهء محكم شده است و از جملهء كالاى سوداگرى هيجده عراده توپ در آن آورده‌اند چون بتماشاى تجارتخانهء آنان رفته بود اوضاع را دگرگونه يافت ايوانويچ و پيروان او را مهمان كرد و شرط مراجعت ايشان را بردن توپها قرار داد ناچار چنان كردند . منع وارد كردن ابزار جنك در خاك غير از مقررات قانون بين‌المللىست ليك ميكنند و نامش را نگاهدارى تجارت مىنهند نظير همين وقتى آوازه افكندند كه حاج معين التجار بوشهرى در نجف اشرف آهنك ساختن بيمارستانى براى فقرا دارد ساختمان اين بيمارستان به قلعه و دژ از جهت استحكام و بلندى ديوارهايش مانندتر بود تا به بيمارستان بعدا كه انگليسها با مردم نجف در نبرد بودند معلوم شد بانى مذكور براى ايشان در نجف سنگر و قلعه‌اى ميساخته بنام بيمارستان فقرا و بسا خود غافل از اين معنى بوده شعر : گاوان و خران باربردار * به ز ادميان مردم‌آزار [ 751 - زناشوئى فتحعلى خان قاجار . ] 751 من الحوادث آقا محمد خان دختر فتحعلى خان دولو را براى فتحعلى خان بگرفت و بسيارى از منسوبان خود را كه خار راه بودند بقتل رسانيد و فتحعلى خان را كه برادرزادهء تنى او بود وليعهد خود كرد و شيراز را به دو سپرد . كاترين دوم خورشيد كلاه مردم جنوب قفقاز را نوازش كرده و سپاه بدان كشيد . داغستان و گرجستان را امير اسماعيل صفوى بسال 917 هجرى مسخر كرده بود . هراكليوس حكمران گرجستان از سركردگان نادر شاه بود كه تا كنار رود ارس را داشت و تطميع شده بسال 1198 هجرى به طرف روس رفت از اينرو آقا محمد خان امر گرجستان را بر خراسان مقدم داشته روى بقفقاز آورد شوش را گرفته بتفليس پرداخت هراكليوس بگريخت . امر بقتل‌عام داد تفليس را مانند كرمان ساخت . گويند پانزده هزار زن ماه‌رخسار را اسير كرده در بازار معامله بمعرض خريد و فروش نهاد و در صحراى مغان تاجگذارى كرد . بسال 1211 هجرى و شمشيرى از مقبرهء شيخ صفى بر كمر بست و روى بخراسان آورد . شاهرخ ميرزا پسر رضا قلى ميرزا از دختر سلطانحسين بنام پادشاه بود . نصر اللّه ميرزا و نادر ميرزا داعيهء پادشاهى داشتند اما غلبه بامامش خان چنارانى بود آقا محمد خان وارد مشهد شد شاهرخ را شكنجه كرد كه خزانهء نادر شاه نزد اوست . اسحاق خان قراييى در تربت حيدرى و مير حسينخان حيدرى در طبس و زعفرانلو در قوچان و شادلو در بجنورد دم از استقلال ميزدند . خسرو خان والى اردلان نيز دلاورى ميكرد . خورشيد كلاه سپاه بقفقاز كشيد فرزندان هراكليوس را دست از آنجا كوتاه كرد و از خود