قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
438
تاريخ نگارستان ( فارسى )
وقت در آن ديده از تقصيرش درگذشت . شعر : مر ترا چون دو كار پيش آيد * كه ندانى كدام بايد كرد هرچه در وى مظنهء خطر است * آنت بر خود حرام بايد كرد وانكه بيخوف و بىخطر باشد * بهمانت قيام بايد كرد [ 739 - تغيير يافتن خوى لطفعلى بعد از شاهى ] 739 من الحوادث چون لطفعلى خان بر تخت شاهى نشست تواضع و مهربانى كه پيش از سلطنت داشت تبديل بغرور و خشونت شد و با حاج ابراهيم كه بسبب خدمات وى بر تخت شاهى برآمده بود بناى دشمنى نهاد . هنوز از پادشاهى وى چيزى نگذشته بود كه آقا محمد خان قاجار را جنگى با لطفعلى خان در اطراف ده هزارهء بيضا شش فرسنگى شيراز واقع شد لطفعلى خان شكست خورده بشيراز گريخت خان قاجار يك ماه در گرفتن شيراز كوشش كرد چون استحكامات شهر استوار بود كارى از پيش نبرده به تهران بازگشت لطفعلى خان بار ديگر لشكر بكرمان كشيد مير حسين خان كهكى فرماندار آنجا دم از فرمانبرى زده و خراج سالانه را پذيرفت اما لطفعلى خان او را بشيراز طلب داشت او از آمدن عذر خواست خان زند كرمان را محاصره كرد چون زمستان بود و برف باريدن گرفت سپاه خان زند بجان آمدند ناگزير بشيراز بازگشت ، خان زند قبل از رفتن از شيراز يكى از برادران خرد خود را بحكومت گزارده و نظم كارهاى شهر را بحاج ابراهيم شيرازى نهاده و نگاهدارى ارك را به برخوردار خان زند كه امارت لشكر داشت داد . برخوردار از حاج - ابراهيم توقع كرنش كردن داشتى حاج ابراهيم بدوچندان وقعى ننهادى لاجرم ميان ايندو دشمنى پديد آمد برخوردار او را بنزد خان زند بخودسرى منسوب كرد حاج ابراهيم گويا حس كرد كه لطفعلى خان آن لطف و مهربانى پيشين را با او ندارد . از جمله آنكه بروزگار جعفر خان زند ميرزا مهدىنامى كه كار لشكرنويسى داشت ظاهرا اندازهاى از مال ديوان را ربوده بود جعفر خان زند بكيفر اعمالش دو گوش او را بريده هنگامى كه جعفر خان كشته شده بود مشهور است كه ميرزا مهدى مذكور سر جعفر خان را بريده از ارك آويخته لطفعلى خان براى شفاعت حاج ابراهيم از گناه او در گذشته بود اما مادر لطفعلى خان فرزند را تحريك بقتل وى كرد تا كشته شد . حاج ابراهيم از اين واقعه كوفته خاطر شده بود از آن روز ديگر اعتماد حاج ابراهيم بخان زند روى بكاستى نهاد خان زند نيز اين مطلب را دريافته بود از اين سبب چون عزم تسخير اصفهان كرد به خيال آنكه انديشهاش ازينجهت راحت باشد برخوردار خان و حاج ابراهيم را برقرار سابق گذاشت و نگاهدارى ارك را به محمد على خان زند و در وقت رفتن پسر بزرك حاج ابراهيم را كه ميرزا محمد باشد ملتزم ركاب كرد از اين عمل حاج ابراهيم يقين كرد كه لطفعلى خان ايمانى بدرستى وى ندارد اما حاج ابراهيم مدعى بود علت بريدن