قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

400

تاريخ نگارستان ( فارسى )

در آنجا سطحهء ديگر به نظر مىآيد كه اگرچه به بزرگى قطعهء اولين نيست اما در حاصل خيزى به آن برابرى مىكند در اينجا نيز دو برج كوچكى ساخته‌اند كه سركوب راه است و تنها بنائىست كه براى استحكام قلعهء كلات ساخته شده است اشكالى كه در گرفتن كلات و قلعهء سفيد است همان صعوبت راه آنست و چون بر قلهء كوه واقع‌اند اگر سنكى از كوه بغلطد اگر سبب تباهى نشود سد راه دشمن خواهد بود . خلاصه گويا سعدى وصفى را كه براى قلعهء قزل ارسلان مىكند كاملا انطباق بر آن دارد . شعر : قزل‌ارسلان قلعه‌اى سخت داشت * كه گردن بالوند برمىفراشت نه انديشه از كس نه حاجت به هيچ * چو زلف عروسان رهش پيچ‌پيچ چنان نادر افتاد در روضه‌اى * كه بر لاجوردى طبق بيضه‌اى پس از اقامت اندكى در كلات بمشهد كه پاىتخت كشور او بود رفت در مدت سه ماه اقامت در مشهد داد عيش داد و در مدت پنجسال پنج پادشاه مغلوب كرده بود اشرف و حسين دو امير افغان ، محمد شاه پادشاه هندوستان و ابو الفيض پادشاه بخارا و البرز خان والى خوارزم و ايران از ملل مذكوره رهائى يافته و حدود آن از طرف شمال تا رود جيحون شده بود و از طرف مشرق تا نهر اتك و زبان ملت در ستايش او چنين بودى : شعر : تا بگردون بر برخشد اختران * تا بگيتى دربتابد نيرين جاودان در بارگاهت عيش باد * تا بگردون ميرود آواز قين بخت را با دوستانت اتفاق * چرخ را با دشمنان حرب حنين [ 675 - اميد ايران از نادر شاه . ] 675 من النتايج ايرانيان از نادر شاه اميدوار بودند كه سپاه عثمانى را از كرانه‌هاى دجله و فرات براند اما نادر شاه اول مصلحت آن ديد كه خون برادرش ابراهيم خان را كه در جنك لزكى كشته شده بود بستاند بعدا باميد ملت به‌پردازد از اينرو لشكر بداغستان كشيد تا لزكيه را تأديب و شكنجه سازد پيش از رفتن نادر شاه بدانجا سپاهى از لشكر افغانان فرستاد و خود بمازندران بود ، بعد از مراجعت از آنجا اگرچه سخت كوشيد اما پيروز نشد زيرا دولت روس از بيم آنكه مبادا چون نادر شاه لزكيه را نابود كند ببلاد روسيه بتازد لاجرم لشكر روس در هشدر خان آمادهء جنك با نادر شاه شدند و لزكيه نيز به لشكر روس پيوسته حربى سخت شد و نادر بىنتيجه بازگشت . شعر دنيا بدين خريدنت از بىبضاعتىست * اى بدمعاملت به همه هيچ ميخرى مردى گمان مبر كه بپنجه است و زور و كتف * با نفس اگر برآئى دانم كه شاطرى [ 676 - تير خوردن نادر شاه . ] 676 من اثر السوء نادر شاه هنگامى كه از مازندران بداغستان ميراند وقتى در يكى از جنگلهاى مازندران رسيد از پشت درختى گلوله‌اى به دو زدند