قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

398

تاريخ نگارستان ( فارسى )

صورت گرفته بود و در هزار و صد و پنجاه دو نادر شاه لشكر كالوريرا شكسته امراى اين طايفه بقلعهء امركوت كه در بيابانى باير واقع است پناه بردند ليك سرانجام قرار بر اين شد كه سلسلهء كالورى نسلا بعد نسل بحكومت سند مقرر باشند مشروط بر اينكه همه ساله باجى معين بپادشاهان ايران بفرستند و ظاهرا حكام اوائل اين سلسله خراج مذكور را همه ساله ميداده‌اند مير نور محمد بسال صد و هشتاد و پنج هجرى درگذشت و هشت تن بعد از او از سلسلهء كالورى در سند حكومت كردند تا بسال هزار و صد و نود و هفت كه مير فتحعلى تالپر عبد النبى را كه آخر سلسلهء كالوريست بيرون كرده سند را مالك شد و حكام بعد از نسل اويند . شعر : به نوبت‌اند ملوك اندر اين سپنج‌سراى * كنونكه نوبت توست اى ملك بعدل‌گراى [ 673 - نادر شاه پس از فتح سند . ] 673 من التأديب نادر شاه پس از فتح سند بهرات رفت و در آنجا جواهرات و اموالى را كه از هند آورده بود بمردم نموده و بر تخت طاووس محمد شاه كه مرصع بود بجواهر شاهوار نشسته و تا چند روز وجوه سپاه و مملكت را بار داده و بساط نشاط گسترده بخوشى ميگذرانيدند بعدا از هرات در حركت آمده با فرزندش رضا قلى ديدار كرد و او و ساير شاهزادگانرا پيشكش‌هاى پادشاهانه داده و بجانب بلخ راند و در آنجا اسباب گذر كردن از رود جيحون را فراهم ساخته ، تأديب خان بخارا كه در ايام غياب او بهندوستان ، بر خلاف معاهدت ميان او و نادر شاه بود فرصت دانسته اطراف خراسان را بتاخت و تاز آورده بود عازم شده و خواست او را گوشمال دهد و ديگر گرد چنين نادرستىها نگردد . شعر : اولين باب تربيت پند است * دومين نوبه خانه و بند است سيمين توبه و پشيمانى * چارمين شرط و عهد و سوگند است پنجمين گردنش بزن كه خبيث * به قضاى بد آرزومند است گويا غرض نادر شاه از راندن به بخارا كشورگيرى نبوده چه ميدانست كه كشورگيرى آسانست ليك نگاهدارى آن دشوار بلكه ميخواسته همان ترك و تازيكه خان بخارا بايران و مردم آن ميكرده مقابله نمايد . ابو الفيض خان كه در آن روزگار سردار اوزبك بود و خود را از دودمان چنگيز خان ميدانست چون خبر حركت نادر شاه را شنيد سخت بهراس افتاد از اينرو وزير خويش را بدرگاه فرستاد شايد باظهار انقياد ، بر خشم نادر شاه آبى ريزد نادر شاه بوزير گفت هرگاه ابو الفيض خان درستى خود و كشورش را خواهد بايد از در فرمان‌بردارى پيش آيد و در آن وقت كه اين گفتگو در ميان بود لشكر ايران به بخارا كوچ كرده پنجروز بعد از جيحون گذشته در دوازده ميلى بخارا فرود آمدند شهر بخارا از جيحون بيش از پنجاه ميل دورى ندارد خلاصه ابو الفيض خان خود با تمام امراى بسراپردهء نادر شاه رفته و تاج شاهى خود