قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

394

تاريخ نگارستان ( فارسى )

و چون استحكامات سپاه ايشان مستحكم و مضبوط بود فرمانداديم كه از يورش دست بردارند . خزانهء بسيار و چند فيل و قدرى از توپخانهء پادشاه هندوستان و نفايس غنايم از هر قسم بسبب اين فتح بدست افتاد و از بيست هزار متجاوز از دشمن بر خاك هلاك افتادند و بسيارى بيش از اين نيز در قيد اسارت درآمد بعد از اين جنك در دم لشكر محمد شاه را احاطه كرده راه مراودت به اطراف و حوالى را بر ايشان مسدود ساختيم و توپها و خمپارها را به جهت با خاك يكسان كردن استحكامات مهيا نموديم چون اختلال و اغتشاش عظيمى در اردوى هنديان راه يافته بود كه به هيچوجه اداره‌پذير نبودند شعر : گمان كى برد مردم هوشمند * كه در سر گرانيست قدر بلند در وقتى كه محمد شاه ناگزير شد ، بعد از يكروز در پنجشنبهء هفدهم ذيقعده نظام الملك را باردوى ما فرستاد و روز ديگر خود با اعيان ملك بحضور رسيد . در وقتى كه محمد شاه رو باردو مىآمد بملاحظهء اينكه ما تركمانيم و او نيز از سلسلهء تركمانيه و خانوادهء گوركانيه است فرزند عزيز نصر اللّه ميرزا را تا بيرون اردو باستقبال فرستاديم و چون وارد خيمهء پادشاهى ما گشت نظر بملاحظهء قرابت ايلى آنچه لازمهء احترام پادشاهى وى بود معمول داشتيم و او مهر سلطنت خود را بما سپرده ما حكم كرديم كه كسى متعرض سراپردهء شاهى و متعلقان سراى سلطنت و امراء و اعيان مملكت نشود . در اين هنگام پادشاه و حرم پادشاهى و جميع اكابر و اعاظم هندوستان كه از اردو حركت كرده‌اند بدهلى رسيده‌اند و ما نيز در بيست و نهم ذيقعده بجانب دهلى حركت خواهيم كرد اراده اين است كه نظر بملاحظهء نسب محمد شاه و قرابت ايلى كه فيما بين است او را دوباره به پادشاهى هندوستان مقرر نموده تاج سلطنت بر سر وى نهيم حمد خدايرا كه بانجام چنين كار ما را قدرت داد . شعر : نفس مىنيارم زد از شكر دوست * كه شكرى ندانم كه در خورد اوست عطائىست هر موى ازو بر تنم * چگونه بهر موى شكرى كنم ؟ [ 665 - بخشيدن محمد شاه جواهرات را بنادر شاه ] 665 من مآثر الكرم بعد از آنكه محمد شاه هندى و نادر شاه باهم كنار آمدند محمد شاه براى آنكه اندكى از سپاسگزارى خود را بنادر شاه اظهار كرده باشد تمام جواهرات و خزاينى كه در سالهاى دراز سلاطين گوركانيه در هندوستان جمع كرده بودند همه را بنادر شاه داده و امرا و اعيان وى نيز پيروى از او كرده آنچه از نقود و اجناس گرانبها مالك بودند بنادر شاه دادند و نادر شاه پس از گرفتن اين نفايس ، ماليه از بلاد و ممالك دوردست هند خواست . از تاريخ بنگاله نقل شده كه هنوز اندكى از حكومت سرفراز