قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

388

تاريخ نگارستان ( فارسى )

شكنجه نمود وى از او خشمناك شده نزد عموى خويش بكلات رفت آنجا نيز از او حركاتى سرزد عمويش از او در هراس شد ، او را از خود دور ساخت نادر ناگزير از پيش او بازگشت و به كار يغماگرى و تاراج اطراف و نواحى پرداخت . در آن روزگار افغانان بر اصفهان استيلاء يافته بودند و نادر بدلاورى مشهور شده بود عمويش از او بيمناك بود كه مبادا نادر كلات را از او متصرف شود از اينرو نادر را تشويق كرد كه خدمت شاه طهماسب فرزند سلطانحسين كند و او را يارى نمايد تا افغانان را از آن مرزوبوم براند او نيز بمدد طهماسب رفت و بر افغانان فايق شد و چون عم خويش را مانع پيشرفت ترقى خود ميدانست او را بچنك آورده نابود ساخت و كلات را متصرف شد . بعد از آن بجنك افغانان خراسان پرداخت و ايشان را از آن بلاد براند و شاه طهماسب او را گرامى داشتى گويا طهماسب با همه لطفى كه بنادر داشتى بر او رشك بردى چه فتوحات همه بنام نادر انجام شدى و طهماسب را تنها نام پادشاهى بودى و اختيارات بيشتر بدست نادر بود . [ 653 - راندن نادر شاه افغانان را از ايران . ] 653 من الحوادث بعد از آنكه نادر ، دست افغانان را از كشور ايران كوتاه كرد طهماسب خراسان و مازندران و سيستان و كرمان را در عوض زحمات نادر به او برگزار كرد و از نادر درخواست نمود كه نام شاهى بر خود گذارد از اينرو طهماسب براى نادر تاجى مرصع با بعضى از امراء به دو فرستاده بود . نادر همهء آنها را به‌پذيرفت مگر عنوان پادشاهى را شايد سر نپذيرفتن وى اين لقب را از آنجهت بودى كه مبادا حساد وى افزون گردند و اسباب پيشرفت وى را مانع شوند . نادر هم در آن اوقات چنان مصلحت ديد كه براى پسر خود رضا قلى دخترى از فرزندان سلطانحسين صفوى بستاند و بدين شيوه اسباب سلطنتى را براى خود فراهم كرده باشد و قلوب مردم ايران را بدين وسيله جلب نمايد . نادر با آنكه لشكرش هنوز از زحمات نبرد با افغانان آسايش نگرفته بودند با لشكر عثمانيان كه اطراف عراق و آذربايجان را در تصرف داشتند در بيابان همدان اتفاق مقاتلت رويداد و سپاه نادر غالب آمدند و لشكر دشمن تيره‌بخت شد آنگاه به تبريز و اردبيل رفت تا بقاياى لشكر عثمانى را از آنجا براند مقارن آن حال از برادرش كه از طرف وى حاكم خراسان بود خبر رسيد كه افغانان باز سر ستيز دارند ناگزير فسخ عزيمت اطراف آذربايجان نموده بخراسان شتافت و افغان را شكستى فاحش داد چنان كه فراه و هرات را نيز از دست ايشان متخلص گردانيده مادهء فساد اينان را قطع ساخت .