قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

389

تاريخ نگارستان ( فارسى )

[ 654 - فرستادن نادر فرزند خود بمحمود عثمانى ] 654 من الوقايع نادر شاه رضا قلى خان فرزند خود را بسفارت پيش سلطان محمود عثمانى فرستاد و از او درخواست كرده بود كه بايد لشكر عثمانى آذربايجان را تخليه كنند و اگر نه آمادهء جنك باشند و از سوى ديگر خبر حركت خود را باحمد پاشا والى بغداد فرستاد . بعدا باصفهان رفت و طهماسب را بسبب مصالحه با عثمانى نكوهش كرد سپس او را دعوت كرده طهماسب موافقت نمود همين‌كه طهماسب به آنجا رسيد دستور داد او را از پادشاهى خلع كردند و سلطنت صفويه را به دو قطع كرد و ويرا با همهء خاتونان حرم بخراسان فرستادند و چون خواص لشكر تاج شاهى بر او عرضه كردند در ظاهر نه‌پذيرفت بلكه پسر هشت ماههء طهماسب را كه عباس سوم ميگفتند تاج گذاشته ادارهء امور لشكرى و كشورى را خود به گردن گرفت اين واقعه بسال هزار و صد و چهل و پنج هجرى اتفاق افتاده بود . شعر : چو بركندى از دست دشمن ديار * رعيت بسامانتر از وى بدار كه گر باز كوبد در كارزار * برآرند عام از دماغش دمار [ 655 - شاه خواندن نادر عباس فرزند طهماسب ] 655 من الحوادث پس از آنكه نادر شاه عباس فرزند طهماسب را شاه خواند با سپاهى گران به فتح بغداد راند ليك آنجا احمد پاشا آمادهء نبرد شد و لشكر سنگين از استانبول بنام طوپال عثمان چنانچه ميرزا مهدى مورخ نادر شاه مىنگارد حدود صد هزار مرد بودند و نادر شاه دوازده هزار مرد جنگى بدور بغداد بمحاصره نهاده خود با باقى لشكر به سامره كه شهريست در كنار رود دجله براند و از آنجا تا بغداد حدود شصت ميل است تلاقى دو سپاه شد در اول سپاه نادر چيره شدند بعدا لشكر عثمانى غالب شدند و مردم بغداد محاصرين از لشكر نادر را هزيمت دادند گويند در اين جنگ حدود بيست هزار از سپاه نادر كشته شده بودند و شايد همين اندازه از سپاه عثمانى اين حادثه بسال هزار و صد و چهل و شش هجرى اتفاق افتاده بود . نادر شاه لشكر شكستهء خود را به همدان كوچ داد و آنچه كه لشكرش در اين جنك متضرر شده بودند از خود مضاعف داد و ايشان را بجنك دشمن تحريص كرد دو سه ماهى از اين پيشآمد نگذشته بود كه نادر شاه دوباره با سپاهى آراسته به بغداد رفت بار ديگر طوپال عثمان لشكرى فراوان مرتب كرده و بمقابله و مقاتله با سپاه نادر پرداخت اما مواجه با شكستى فاحش شده و طوپال عثمان بدست يكى از سواران نادر شاه كشته شد و سر او را بنزد نادر شاه بردند اما نادر بر كشتهء وى احترام نهاد و سر را بلشكر عثمانى فرستاد تا با جسد او را دفن كنند .