قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

380

تاريخ نگارستان ( فارسى )

شاه عباس بود خدمت سلطنت‌مآب عرضه داشته بود كه از نظرات اجرام سماوى چنان مىنمايد كه خطرى عظيم متوجه پادشاه است شاه عباس نيز مصلحت در آن ديد كه حسب ظاهر از تخت و تاج روزى چند استفعا ورزد و يوسف نامى كه مؤرخان ايران گويند بدين مسيحى بود بر تخت نشاندند و سه روز شاهى كرد بعد از آن ويرا بقتل آوردند و ساعتى سعد معين شده بر تخت برآمد . منجم‌باشى گفت كه سلطنت درازى خواهد يافت و بر دشمنان چيره خواهد شد و چنين شد . شعر : اى بسا حكمهاى روشن و راست * همچو الهام و وحى بىكم‌وكاست كه جهد از زبان اهل نجوم * صدق آن عاقبت شود معلوم بنده را روى در خدا آرد * صورت بندگى بجا آرد دل او زين سرا بگرداند * رخش همت بدان سرا راند [ 642 - سبب مرك شاه اسماعيل . ] 642 من الوقايع علت مرك اسماعيل بن طهماسب را كه مشهور بشاه اسماعيل دوم است چنين نوشته‌اند كه او غالبا شبها تغيير لباس داده مست و خراب در شهر گردش كردى و او را يارى بود حلوافروش حسين بيك نام كه شبها با هم بگردش مىپرداختند شبى اتفاقا تا نزديك بامداد با يكديگر گرديده بودند هنگام فجر خستگى بر شاه چيره شده بخانهء حسين بيك رفت ملازمان كه عادت او را ميدانستند چون بامداد شد دانستند كه شاه كجاست ، در خانهء حلوافروش آمدند چون در كلبه‌اى كه شاه در آن بود از اندرون بسته بود كسى را ياراى پشت در رفتن و آواز دادن نبود چون بيگاه شد و اثرى از بيرون آمدن شاه نشد بيمناك شده خواهر او را آگهى دادند او بيامد و در دم دستور داد تا در را از پاشنه بركنند و چون درون رفتند ديدند اسماعيل مرده و يارش حسين بيك مست در پهلوى او افتاده او را به هوش آورده واقعه را از وى پرسيدند گفت شاه معتاد بود پيش از باده نوشى معجونى كه به آن عادت داشت بخورد چون قوطى معجون را آوردند درش باز بود بخلاف هميشه كه سربسته مىآوردند علت پرسيدم شاه گفت يكى از حرمسرا در حضور من آن را گشود . از اين بيان معلوم شد كه معجون را مسموم كرده بودند و چون پادشاهى ستمكار بود در صدد حقيقت حال برنيامدند . شعر : از بازى سپهر سبكبار بلعجب * بر تخت نرد رنج و بلا در مششدرم اى چرخ سفله‌پرور دلبند جان شكر * شد زهر با وجود تو در كام شكرم