قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
355
تاريخ نگارستان ( فارسى )
از پيش نرفته مع هذا لشكر برف و سرما از رواسى جبال رو بهامون و صحرا نهاده ترك لشكركش حريف ، پشت بر معركه كرده و زمانه اين ترانه ميسرود بيت : تن زمين همه در آهن است غرق كه چرخ * سهام دى يمى از چرخ مىكند پرتاب نمىكند نظر مهر آسمان به زمين * كه در ميانهء هردو كدورتست حجاب لاجرم ميرزا جهانشاه آن ماجرا را ببهار انداخته عزم معاودت نمود و در كوچ كردن بىپروائى كرده در منازل ميخوابيد و تجهيزات و لشكريان را پيشتر ميفرستاد و از وفور غرور غايت بىاحتياطى بظهور مىآورد . حكمت : از كلمات حكمت آيات افراسيابست كه هركه جوشن حرب در پوشد از تيرباران حوادث و نوائب ايمن باشد . حسن بيك كه هميشه در مكمن انتظار بود فرصت يافته با يكهزار سوار چون قضاى آسمان بيت : گردون اثر زمانه تهور اجل نهيب * انجم عدد ملائكه نصرت قضا توان بر سر او ريخته ميرزا جهانشاه در وقت گريز كشته گشته محمد و يوسف پسرانش گرفتار شده مكحول و مقتول گرديدند . [ 599 - كشتار ابو النصر با ميرزا جهانشاه . ] 599 و منها از ثقات قدسى صفات استماع افتاد كه چون ابو النصر حسن داعيهء قتال با سپاه ميرزا جهانشاه نمود از موقف حكم ، فرمان لازم الاذعان صادر گشت كه هر جوان فرزانهء كه در محاسن او شانهبند شود بعزم رزم برنشيند بنابراين در آن روز كه مبارزان رستم آئين بر زين كين نشستند پسرا مردى تهمتن مانند شانه در پوست روى خود بند كرده در برابر پادشاه ايستاد اكثر سپاه او را منع كرده حسن بيك را خوش افتاده گفت ممكن است كه جهانشاه بر دست او تباه شود آخر همچنان شد كه او فرموده بود . [ 600 - نامه نوشتن خواص بابى سعيد . ] 600 من بدايع الوقايع بعد از واقعهء جهانشاه حسنعلى فرزند او و ساير امرا و حكام عرضه داشتها به خدمت سلطان ابو سعيد گوركان نوشته عروس ممالك را در نظر حرص آن سالك مسالك كشورستانى جلوه دادند لاجرم چون اوان تطاول فرمان وى طى گشت سلطان ابو سعيد خورشيدوار يونس مثال واقعهء فالتقمه الحوت صورت احوال آمد در اواخر شعبان سنهء 872 اثنتين و سبعين و ثمانمأة از قشلاق مرو بجانب عراق توجه نموده چون منزل ، ميانهء مخيم سلطان زمانه گشت حسنعلى و امراى قراقويونلو بملازمتش رسيدند و مقارن آنحال ايلچيان امير حسن بيك رسيده به زبان تضرع و ابتهال عرض اخلاص