قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
346
تاريخ نگارستان ( فارسى )
ميرزا بابر و ميرزا سلطان ابراهيم پسر علاء الدوله در حوالى كوسونه جنك شد اول محموديان فتح كردند و ملازمان به شهر آمدند و آخر ابراهيميان بظفر اختصاص يافته بتعاقب ايشان رسيدند و در ظهر همين روز ملازمان سلطان ابو سعيد به شهر رسيده ديگرانرا تمكين ندادند . [ 576 - لشكر كشيدن ميرزا يادگار بخراسان ] 576 من بدايع الوقايع ميرزا يادگار محمد بن سلطان محمد بن ميرزا بايسنقر بن ميرزا شاهرخ بتقويت ابو النصر حسن بيك لشكر بخراسان كشيده در شهور سنهء 874 اربع و سبعين و ثمانمأة در حوالى دربند شقاق با سلطان حسين ميرزا بن منصور بن بايقراى بن عمر شيخ بن امير تيمور گوركان مصاف دستداده شكست بر جانب او افتاد باز حسن بيك لشكر بخراسان كشيده در شهور سنهء 875 خمس و سبعين و ثمانمأة بيشتر از پيشتر امداد و اسعاد او بتقديم رسانيده بعضى از اولاد و اقوام خود را بكومك او فرستاد القصه نوبتى ديگر ميانهء فريقين مقابله واقعشده چون فوجى از امراى سلطان حسين ميرزا از او روگردان گشته بالضروره بمخالفان پيوستند سلطان حسين ميرزا عنان از آنمعركه برتافته بمسند فارياب رفت و چون يادگار محمد بهرات آمده بمقتضاى جوانى در شراب و لوندى افتاد تركمانان دست تعدى برآورده مسلمانان از ايشان بفغان آمدند چون خبر اختلال ملك و بىپروائى يادگار محمد بسلطان حسين ميرزا رسيد با هشتصد و پنجاه نفر سوار از باباخاكى ايلغار كرده در شب چهارشنبهء بيست و هفتم صفر سنهء 875 خمس و سبعين و ثمانمأة همه شب رانده وقت طلوع صبح خود را بدر باغ زاغان رسانيد و يادگار محمد را كه در آنوقت مست و بيتاب بلكه از غايت غرور در خواب بود و زمانه در باب آن فرزانه اين ترانه ميسرائيد . نظم : اى از مى غرور چو نرگس بخواب ناز * بگذشت روزگار خوشى چشم باز كن بدست آورده بقتل رسانيد . بيت : در رنج توان يافت بزرگى و بلندى * نرگس شرف تاج زر از رنج سحر يافت و مولانا عبد اللّه در آنواقعه فرموده . نظم : شد شهر صفر شهيد و هم شهر صفر * از سال شهادتش دهد باز خبر بعد از آن سلطان حسين ميرزا سايهء معدلت و رأفت بر سر اهل خراسان گسترده ابواب امن و امان برگشاد . بيت : آرام يافت در حرم امن وحش و طير * آسوده گشت در كنف عدل انس و جان گردون فروگشاد كمند از ميان تيغ * ايام برگرفت ره از گردن كمان از غصه خون گرفت چو نى ظلم را جگر * از خنده بازماند چو گل عدل را دهان [ 577 - محاصره كردن سلطان حسين بلخ را . ] 577 من الوقايع در اوائل جلوس ابو الغازى سلطان حسين ميرزا سلطان محمود ولد سلطان ابو سعيد بمحاصرهء بلخ كه بسردارى مير مغول و سلطان