قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
290
تاريخ نگارستان ( فارسى )
محمود برادرم شه شير كمين * ميكرد خصومت ز پى تاج و نگين كرديم دو نيم تا برآسايد خلق * او زير زمين گرفت و من روى زمين و شاه شجاع نيز بعد از مدتى در يكشنبهء بيست و يكم شعبان سنهء 786 ست و ثمانين و سبعمأة عالم فانى را وداع كرده در جوار فى مقعد صدق عند مليك مقتدر منزل گزيد و از اتفاقات آنكه حيف از شاه شجاع تاريخ مرك او گرديد و اين رباعى نيز از وى منقول است رباعى : افعال بدم ز خلق پنهان ميكن * دشوار جهان بر دلم آسان ميكن امروز خوشم بدار و فردا با من * آنچه از كرم تو مىسزد آن ميكن و مؤلف تاريخ جعفرى اين قطعه را بوى نسبت كرده قطعه : گر پرسدت كسى كه على را نظير هست * با او بگو كه آب ببوى گلاب نيست در حضرت خدا بجز از ختم انبيا * كس را مقام و منزلت بو تراب نيست [ 501 - در دلاورى شاه شجاع . ] 501 من مآثر التهور چون در تهور و شجاعت شاه منصور بيقرينه بود فصلى در اين باب گفته مىشود كه چون در سنهء 795 خمس و تسعين و سبعمأة پادشاه جهان امير تيمور گوركان از راه شوشتر بحوالى شيراز رسيد همگنانرا گمان آن بود كه چون شاه منصور بن شاه مظفر بن مبارز الدين محمد خبر موكب صاحبقران را دريابد عنان سلامت را بصوب هزيمت تابد تا آنكه در روز جمعهء چهاردهم جمادى الاولى سنهء مذكوره صاحبقران با سى هزار جوان كه در آنوقت ملازم ركاب او بودند بحوالى شهر رسيدند ناگاه شاه منصور كه بشجاعت و تهور مشهور بود با پنجهزار جوان كه هريك را از اقليمى گزيده بود . نظم : هريك بجاى جامهء ديبا و جام مى * دربر فكنده جوشن و بر كف گرفته تيغ وقت نماز جمعه در كوه پاتيله بر قوم مغول حمله آورده صفوف را بر هم زد و از پس پشت صاحبقران درآمده خود را چون شير ژيان به دو رسانيد و شمشير حوالهء سر آن سرور كرده عادل اختاجى و خمارى يساول سپر بر سر او كشيده آنحمله را رد كردند و به غير از اين دو كس باقى مقربان بهزيمت رفته بودند چنان كه نواب امير ميخواست كه به نيزه دفع صدمهء آن جهان پهلوان كند و فولاد جوژه كه از نيزهداران آن كامكار بود فرار كرده حاضر نبود القصه آن نهنك درياى دغا و آن شير بيشهء هيجا چون بصاحبقران آشنا نبود او را نشناخته به طرفى ديگر تاخت و قشونقشون بهادران كانهم حمر مستنفرة فرت من قسورة از حملهء او روگردانشده خال عار بر رخسار روزگار خود ميگذاشتند و اقتدا بمضمون اين بيت ميكردند نظم : گريزى بهنگام و سر بر بجاى * به از پهلوانى و سر زير پاى