قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

271

تاريخ نگارستان ( فارسى )

[ 480 - پادشاهان ايلكانيه چهار تن بوده‌اند . ] 480 فرع سلاطين ايلكانيه چهار كسند و مدت حكومتشان از ابتداى سنهء 737 سبع و ثلاثين و سبعمأة تا بيستم شهر ربيع الاخر سنهء 813 ثلاث عشر و ثمانمأة هفتاد و شش سال شيخ حسن بن امير حسين بن امير اقبوقا بن امير ايلكان جلاير بيست سال و او بعضى اوقات محمد خان بن امير طغا تيمور خان بن مسعود بن بابا بهادر بن ابوكا بن نور بن جوجى قاآن برادر چنگيز خان و برخى ايام جهان تيمور بن الاقرا بيك بن كنجاتو خان را بسلطنت نامزد گردانيده بود سلطان اويس بن شيخ حسن نوزده سال سلطان حسين بن سلطان اويس بيست و نه سال سلطان احمد بن سلطان اويس هشت سال . [ 481 - حاكم روم شدن تيمور تاش . ] 481 من التدابير آورده‌اند كه چون تيمور تاش بن امير چوپان كه از قبل سلطان ابو سعيد حاكم ملك روم بود و بعد از استيصال پدر و برادران و اقوام پناه بملك ناصر پادشاه مصر و شام برده بود در آنجا دست ببذل و كرم گشاده گردنكشان آنجا را بموجب الانسان عبيد الاحسان رهين خود گردانيد و سلطان مصر از اينمعنى بدگمان شده وجودش را مستلزم اختلال ملك ميدانست لذا بقتلش مبادرت نمود بالجمله چون بعد از سلطان ابو سعيد از هر گوشهء مدعى سر برآورد شيخ حسن بن تيمور تاش كه بشيخ حسن كوچك شهرت دارد و در تزوير و كذب اقاويل استاد شيطان بود و در سنهء 738 ثمان و ثلاثين و سبعمأة در ارض روم بتمناى جاه و سرورى ترك كوسهء مسمى بقراجرى را كه در حليه و لحيه مشابهتى به پدرش داشت تيمور تاش خوانده گفت پدرم است كه از زندان مصر گريخته لاجرم مادر خود را به دو داد و در ركاب او رفته در فتنه و فساد بگشاد و مردم بدينسخن فريفته شده باندك فرصتى جمعى كثير نزد او مجتمع گرديدند و آن كوسهء محيل كه از حضيض قلقچىگرى باوج سلطنت و سرورى رسيده بود خوش‌خوش دندان طمع تيز كرده آن مهم را بجد گرفت و بنا بر آنكه در امر حكومت استقلال پيدا كند قصد شيخ حسن نمود و در خلوتى تيغى بر او انداخته كارگر نيامد و شيخ حسن از زير تيغ جسته و او را رسوا گردانيد و چون شيخ حسن را از پدر خواندهء خود گشادى نشد بلكه محرك فتنه و فساد ميبود بالضروره او را پس‌سر كرده شهزادهء ساقى بيك دختر سلطان محمد را كه در حبالهء جدش امير چوپان بود و از او پسرى سيور خان نام داشت بسلطنت نشانده بدفع شيخ حسن بزرك كه دست توسل بدولت طغا تيمور خان والى جرجان زده بعراقش آورده بود معطوف داشت چون تقارب فريقين دست داد شيخ حسن كوچك فريب كرده محرمى نزد خان فرستاد كه اين خود سعادتى است كه ما بندگانرا روى نموده كه در سايهء چون تو پادشاهى باشيم نظم : قد تو عمر دراز است و سرو گلشن ناز * بيار سايه فكن بر سرم بعمر دراز و ما به ظهور فساد و فتح سراير شيخ حسن جلاير از اين دولت محروميم نظم : قد تو عمر دراز است پيش رقيب * نشستهء و مرا نيم عمر كم شده است