قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
231
تاريخ نگارستان ( فارسى )
آنكه مرا ده دختر در خانه است كه بنابر عدم جهاز كسى بخواستگارى ايشان رغبت نكرده و من بديشان درماندهام قاآن را بر حال او ترحم آمده دو هزار بالش زر به دو بخشيد بيت : كيست كريم آنكه بمسكين دهد * نى ز پى شهرت و تحسين دهد پير ضعيف از ضبط آن عاجز آمد قاآن آنقدر الاغ كه بحمل آن وفا كند به دو داد پير گفت يحتمل كه در راهها طمع در اين اموال كرده قصد هلاك من كنند قاآن چند سوار مغول نيز همراه او كرد كه وى را بمأمنى رسانند آخر آن پير حريص در اثناى راه در چنك اجل اسير گرديد . نظم : قناعت توانگر كند مرد را * خبر ده حريص جهانگرد را مغولان خبر مرك به پادشاه رسانيدند فرمان قاآن بر آن وجه نافذ گشت كه هم ايشان آنوجه را ببغداد برده تسليم اولاد او نمايند كه در وجه تجهيز دختران آن فقير مصروف دارند و قبض وصول ستانده بديوان آورند نظم : پيش سودائيان تخت و جلال * نيست جز تاج جود رأس المال گرنه سرمايه تاج جود كنند * كى ز سوداى خويش سود كنند جود بخشيدن چيزيست بىسببى و بيملاحظهء غرض و مطالبهء عوض اگرچه آن غرض و عوض ثواب جزيل و ثناى جميل باشد نظم : كيست كريم آنكه ز بهر خداست * هر كرمى كايد از او در وجود هرچه بود بهر ثنا و ثواب * بيع و شرى دان تو نه احسان و جود نبيرهء قاآن قيدو بن قابوشين بن اوكتاى بمقتضاى الولد سر لابيه بمحاسن اطوار و مكارم اخلاق در ميانهء احفاد چنگيز خان طاق بوده از جمله دامادش ميل بيكى از كنيزكان نموده دختر قيدو چون بر اين مطلع شد موى شوهرش را گرفته آغاز سفاهت كرد ويرا غيرت زحمت داده چنان لگدى بر شكمش زد كه بدان ضرب فرزندى كه آنزن در شكم داشت هلاك شد پدر داماد پسر را دست در گردن بغايت محكم بسته حسب الامر بدرگاه فرستاد اولاد قيدو در باب او عناد و لجاج نموده قيدو بديشان گفت آيا از قتل اين فايده به خواهر شما ميرسد ؟ گفتند نى فرمود بر امر شنيع چنين بيفايده چرا اقدام نمايم آخر مقرر بر آنشد كه او را صد چوب زنند قيد و در خفيه سفارش نمود كه ده چوب بر هم بسته ده نوبت بر وى آهسته زدند بعد از چندگاه از پسران پرسيد كه شما روا ميداريد كه بيگانهء بر فراش قيرا قرداش شما تكيه نمايد گفتند پادشاه بهتر ميداند قيدو دختر خود را بدانكس فرستاد و او را ببهترين حالى نزد پدرش روانه كرد باوجود ضلالت و جهالت پدر ملا زين الدين قدسى كه ملازم او بوده اين رباعى را به دو اسناد كرده .