قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

204

تاريخ نگارستان ( فارسى )

[ 365 - رسالت براق حاجب . ] 365 من السوانح گويند چون براق حاجب قراخطاى از پيش گور خان برسم رسالت نزد سلطان محمد خوارزمشاه آمده سلطانرا عقل و كياست او خوش افتاده رخصت انصراف نداد و او در سلك امراى سلطان غياث الدين بيرم شاه ولد سلطان برتبهء حجابت رسيد و در حينى كه سلطان جلال الدين در ولايت هند بود ميانهء براق و وزير سلطان غياث الدين نايرهء كدورتى مشتعل گشته براق خواست تا از راه كج و مكران خود را بسلطان رساند در آن اثنا گذرش بر حوالى كرمان افتاد شجاع الدين ابو القاسم اعور زوزنى كه از جانب سلطان غياث الدين حاكم آنجا بود طمع در كنيزان قراخطاى كرده سر راه به دو گرفت و از بيوفائى دنيا غافل بود نظم : كس بوى وفائى نشنيده است ز ايام * هركس كه از او بوى وفا جست خطا كرد براق بنابر قلت ملازمان عورات را لباس و يراق مردانه پوشانيده بمدافعه قيام نمود . نظم : بهنگام تدبير و يك راى نيك * به از صد سپاهى چو درياى ريك به جائى كه كار اندر آيد بتنك * جگر بايد آنجا و لختى درنك و شجاع الدين اعور از ملاعبهء سپهر اخضر غافل و از اين نكته ذاهل بود بيت : همى تا برآيد بتدبير كار * طريق سلامت به از كارزار القصه : در آن معركه براقيان برق مثال خود را بر آن فرقه زده بيكطرفة العين آتش شمشير در خرمن اعمار ايشان افكندند و اعور اسير سرپنجه تقدير شده براق كه از كرمان باندك نزلى و جزوى بزلى قانع بود بولايت آنجا اكتفا ننموده شهر كواشير را بحيز تسخير درآورده و با رقهء اقبالش روزبروز سمت اشتعال پيدا كرده كارش به جائى رسيد كه والدهء سلطان غياث الدين را بحباله نكاح خود درآورده با سلطان بزرك‌منشى ميكرد سلطان غياث الدين روزى از وى پرسيد كه ترا اين بزرگى كه داد گفت آنكه ملك از سامانيان بستد و بغلام ايشان سبكتكين داد و از سلاجقه انتزاع فرموده بمماليك و غلامان ايشان كه خوارزمشاهيه باشد موهبت فرمود تؤتى الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء . [ 366 - ملوك قراخطاى نه تن بوده‌اند . ] 366 فرع ملوك قراخطاى كه در كرمان بسلطنت رسيده نه تن‌اند مدت حكومتشان از سنهء 621 احدى و عشرين و ستمأة تا سنهء 760 ستين و سبعمأة هشتاد و شش سال براق حاجب يازده سال مبارك خواجة بن براق شانزده سال سلطان قطب الدين برادرزادهء براق هشت سال سلطان حجاج بن قطب الدين چون كودك بود زن پدرش قتلغ تركان نايب او بود دوازده سال سلطان سيورغتمش بن قطب الدين نه سال پادشاه خاتون بنت قطب الدين هشت سال سلطان محمد شاه بن حجاج بن قطب الدين هفت سال شاه جهان بن سيورغتمش دوازده سال .