قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

203

تاريخ نگارستان ( فارسى )

زنك كراهت از خاطر بعضى مخالفان كه تا غايت سر بحلقهء ارادت ما در نياورده‌اند بزدائى عبد اللّه در انجمنى برپا خاسته گفت اى ياران دوش در خواب ديدم كه دو فرشته دلم را بشكافتند و مملو از غرايب علوم و حكم ساختند و زبانم را كه گويا نبود بجواهر علمه البيان آراستند اهل مجلس كه او را تا آنزمان بيزبان ميدانستند از كمال فصاحت او حيرت كرده محمد گفت كه آيا ما از جملهء سالكانيم يا از زمرهء هالكان و از اهل بهشتيم يا از اصحاب كنشت . بيت : ميان زهد و رندى عالمى دارم نميدانم * كه چرخ از خاك من تسبيح يا پيمانه ميسازد عبد اللّه گفت اما أنت فانك المهدى القايم بامر الله تعالى من اتبعك سعد و من خالفك ملك بنابرآن محمد بمهدى ملقب گشت و هم در آن مجلس به او گفتند اصحاب خود را به من عرض كن تا موافقانرا از مخالفان جدا سازيم محمد باحضار اهالى آنديار اشارت فرمود عبد اللّه از هركس كه بوى خلاف مىآمد بدستيارى سياف از ميان برداشت تا آنكه بدين حسن تدبير تسخير برنا و پير آنجا نموده هزار جوان از آن كوهستان فراهم آورده بسردارى عبد المؤمن بمراكش فرستاد و ابو الحسن بمدافعه شتافته بعد از كشش و كوشش بسيار عبد اللّه تشريشى بقتل آمده عبد المؤمن عنان بجانب فرار منعطف گردانيد و در حينى كه محمد در سكرات بود خبر وحشت اثر انهزام لشكر را شنيده باصحاب گفت كه عبد المؤمن را بگوئيد كه از اين انكسار قطعا غبار نقار بخواطر راه نداده بيقين داند كه عاقبت ظفر قرين آن نصرت آثار است كه حسن الصبر طليعة الظفر نظم : صبر و ظفر هردو دوستان قديمند * صبر كن ايدل كه بعد از اين ظفر آيد بگذرد اين روزگار تلخ‌تر از زهر * بار دگر روزگار چون شكر آيد و محمد بعد از اتمام اين وصيت در شهور سنهء 524 اربع و عشرين و خمسمأة بمرد و عبد المؤمن بدانجا رسيده پس از مراعات لوازم عزا بنوازش ملازمان و رعايا كوشيده بعد از مدتى ملك از تصرف اولاد ابو الحسن بيرون برد و بعد از آنكه مدتى بر سرير فرماندهى متمكن بود در شهور سنهء 558 ثمان و خمسين و خمسمأة درگذشت . [ 364 - آل عبد المؤمن كه سيزده تن بوده‌اند . ] 364 فرع آل عبد المؤمن آل عبد المؤمن سيزده تن‌اند مدت ملكشان از سنهء 524 اربع و عشرين و خمسمأة تا سنهء 668 ثمان و ستين و ستمأة به صد و چهل و چهار سال محمد بن عبد المؤمن چند روزى يوسف بن عبد المؤمن سى و دو سال يعقوب بن يوسف يازده سال محمد بن يعقوب بيست و يك سال شخصى از آنقوم چهار سال عبد الواحد بن يوسف بن عبد المؤمن نه ماه يحيى بن محمد بن يعقوب دو سال ادريس بن يعقوب نه سال رشيد بن ادريس نه سال على بن ادريس شش سال ابو حفص بن ابراهيم بن ادريس بيست سال ادريس پسر عم ابو حفص سه سال .