قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
162
تاريخ نگارستان ( فارسى )
قاورد چهل و دو سال . چهارم : محمد بن ارسلان شاه چهارده سال . پنجم : طغرل شاه بن محمد دوازده سال . ششم : ارسلان شاه بن طغرل شاه هشت سال . هفتم : بهرامشاه بن طغرل شاه ده سال . هشتم : تورانشاه بن طغرل شاه هشت سال . نهم : محمد شاه بن بهرام شاه بن طغرل شاه دوازده سال . [ 302 - گذر كردن سلطان سنجر از جيحون ] 302 من نتايج الرؤياء آوردهاند كه در شهور سنهء 524 اربع و عشرين و خمسمأة كه سلطان سنجر بواسطهء طغيان احمد خان بن سليمان خان حاكم ماوراء النهر از جيحون گذشته نواحى بخارا را خيمگاه گردانيده بود گويند كه جمعى از ملازمان سلطان و فوجى از احزاب شيطان غدرى انديشيده نسبت بملازمان آن آستان قصدى در خاطر داشتند تا آنكه روزى نواب سلطان ميل شكار كرد . ملازمان عاصى كه مدتها منتظر اين نوع فرصتى ميبودند از كمينگاه بيرون تاخته سلطان را شكاروار در ميان گرفتند قضا را اتسز بن قطب الدين محمد خوارزمشاه كه در آنوقت مقرب سلطان دينپناه و محسود اركان دولت و سپاه بود در خيمهء خود خفته در عالم خواب بمنطوق حديث حضرت سيدا نام عليه افضل الصلاة و السلام كه الرؤياء الصادقة جزؤ من ستة و اربعين جزا من النبوة چنان مشاهده كرد كه سلطان را قضيهء هولناك پيشآمده پس همان ساعت سر از خواب برداشته با فوجى از سپاه كينهخواه متوجه شكارگاه گرديد و مقارن آنكه ملازمان كافر نعمت دست وقاحت از آستين قباحت بيرون كرده ميخواستند كه كارى از پيش برند بيكبار از كنار معركه كوكبه و سياهى سپاه خوارزمشاه پيدا شد عاصيان از هم پاشيدند و اتسز سلطان را از ورطهء خونخوار خارجيان نمك به حرام بيرون آورد سلطان از اتسز سبب آمدن پرسيد وى شرح واقعه را معروض داشت و مجددا منظور نظر اعتبار گرديد و روزبروز ترقى مينمود تا محسود امرا و اركان دولت گرديد آخر ارباب غرض بنياد افساد كرده ميانهء سلطان و او را بزيان آوردند وى اينمعنى را دريافته از سلطان رخصت انصراف حاصل نموده بجانب خوارزم كه ملك موررثى او بود روانشد مشهور است كه در وقتى كه پشت داده ميرفت سلطان در او نظاره كرده ببعضى مخصوصان گفت كه اين پشتى است ديگر رويش نخواهم ديد حاضران به عرض رسانيدند كه چون اينمعنى بر ضمير سلطان الهام شده ميتوان او را سياست كرد ليك سلطان از آنجا كه طينت پاك داشت جوابداد كه او و پدرش را بر ذمت دولت ما حقوق بسيار است آزار او بىسببى در آئين مروت و شريعت حقشناسى و فتوت جايز نيست . حكمت . نيكى اگر اندك بود كوچك مدانيد كه نيكى در قدر بزرگست اما اتسز بخوارزم رسيد شيوهء بىآزرمى شعار خود ساخته باظهار كلمهء عصيان جرأت نمود