قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

129

تاريخ نگارستان ( فارسى )

برادر مهترش بود و محرك آن فتنه بر خلاف آيهء كريمهء سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ با خصمان در استيصال و انهدام كاخ اقبال او شريك بود و در شهور سنهء 372 اثنتين و سبعين و ثلثمأة و مؤيد الدوله در سنهء 373 ثلاث و سبعين و ثلثمأة رحلت كردند و صاحب بن عباد كه وزير مؤيد الدوله بود اشتياقش بمطالعه چندان بود كه چهارصد اشتر كتابخانهء او را ميكشيد و مدت هيجده سال وزارت باستقبال كرده در سنهء 385 خمس و ثمانين و ثلثمأة بمرد و وقتى كه تابوتش را بيرون آوردند جميع اعيان ديالمه زمين بوسيدند و شمهء از جلالت قدرش از اين دو بيت معلوم ميتوان كرد . نظم : ابن عباد آن برى ز عناد * يار عباد و كارساز عباد نام او زيب نامهء كرم است * همچنواى در اين زمانه كم است چون به غير از فخر الدوله ديگريرا مستحق اين كار نميديد بعد از مؤيد الدوله ملك را ضبط كرده او را از خراسان طلب داشت و بسلطنت نشانيد و فخر الدوله بعد از آنكه چهارده سال سلطنت باستقلال كرده بود در شهور سنهء 387 سبع و ثمانين و ثلثمأة در قلعهء تبرك اصفهان در اثناى شرب شراب بكباب گوشت گاو ميل نمود و بعد از آن چند دانه انگور به كار برد بعد از يكساعت دردى در معدهء او پيدا شده اشتداد يافت تا وفات نمود در آن حين منكوحهء او سيده بغايت مستولى بود چنان كه هيچكس را حد و ياراى آن نبود كه كفنى جهت او از خزانه بيرون آورد با آنكه در آنوقت سه هزار خروار جامهء بريده و نود بار هزارهزار ؛ و هشتصد و هفتاد هزار و هفتصد و نو و چهارد دينار طلا و صد و چهل بار هزارهزار مثقال نقره به غير از مرصع‌آلات طلا و نقره در خزانه موجود بود آخر كفن او را از متولى مسجد بتبرك قرض كرده او را تكفين كردند . مصراع : اى خداوندان مال الاعتبار الاعتبار [ 243 - پناه بردن فخر الدوله بآل سامان . ] 243 من المكارم چون فخر الدوله از صدمهء سپاه كينه‌خواه مؤيد الدوله بخراسان افتاد پناه بآل سامان برد و حسام الدولهء تاش امير الامرا آنجا بود كه بامر امير نوح سامانى لشكر بجرجان كشيده منهزم بازگشته و فخر الدوله در پناه او اوقات ميگذرانيد تا آنكه از عراق او را طلب داشته بسلطنت نشاندند بعد از آن جمعى در پيش امير نوح در حق پدرش سعايت كرده از سامانيه روگردان گشته نزد فخر الدوله بجرجان رفت و آن پادشاه حق‌شناس موردش را بتعظيم تلقى نموده او را در دار الامارهء كه بفرشهاى فاخر و اسباب و ادوات شاهانه آراسته بود فرود آورده و جميع بيوتات مثل خزانه و ركابخانه و غيره با تمامى اسباب كه در آنجا بود به دو گذاشته خود برى رفت و خراج دهستان و آبسكون جرجان در وجه اخراجات او مقرر گردانيده او را بتحف و هدايا يادآورى نمودى در ترجمهء يمينى نوشته است كه فخر الدوله از رى بواسطهء وى موازى پنجاه هزار مثقال طلا ده هزار مثقال نقره و پانصد تخته اثواب ملون و يكصد سر اسب و استر با افسار و زين زرين