قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
مقدمه 14
تاريخ نگارستان ( فارسى )
بدر همدان در واقعهء امير شهاب الدين قتلمش البغازى كه داماد او بود به خواهر شنيدم انتهى مؤلف در اين دو سطر پنج شش غلط كرده . يكم غياث الدين ملكشاه سلجوقى هفده سال بعد از قتل قتلمش جهان آمده زيرا تولد او بسال 473 ه و قتل قتلمش بسال 456 ه بوده پس چگونه ممكن است با او جنك كرده باشد دوم قتلمش بن اسرائيل بن سلجوق پسر عم جد پدر سلطان محمد بن ملكشاه بن الب - ارسلان بن چغرى بيك بن ميكائيل بن سلجوقى بوده نه داماد او به خواهر . سوم لقب قتلمش شهاب الدوله است نه شهاب الدين . چهارم نام او قتلمش بوده نه قتلمش البغازى . پنجم خروج قتلمش بر پسر خود سلطان البارسلان سلجوقى بوده نه با محمد بن ملكشاه ششم واقعهء قتلمش در رى بوده نه در همدان هفتم نظامى عروضى كه حدود سال 550 ه چهار مقاله را نوشته ممكن نيست كه بسال 456 يعنى صد سال قبل از تأليف آن در واقعهء قتلمش بنفسه حضور بهمرسانيده باشد . اصل يعقوب اسحاق كندى يهودى بود اما فيلسوف زمانهء خويش بود و حكيم روزگار خود و به خدمت مأمون او را قربتى بود انتهى مؤلف سهو كرده يعقوب اسحاق يهودى نبوده چه ابو يوسف يعقوب بن اسحاق كندى ملقب بفيلسوف العرب او و نياكانش همه از مشاهير مسلمانان بودهاند و چيزى كه مىتواند راست باشد ابو معشر قبل از آموختن علم نجوم دشمنى با يعقوب اسحاق كندى داشته . اصل در سنهء ثمان و خمسمأة كه سلطان سنجر بدشت خوزان فرود آمد و روى به ماوراء النهر داشت بحرب محمد خان امير داد انتهى مقصود محمد خان معروف بارسلان خان از ملوك خانيهء ماوراء النهر است و واقعهء مذكور بسال 507 بوده و سرانجام كار بجنك نكشيده سلطان سنجر و محمد خان باهم كنار آمدند . اصل حكيم موصلى از طبقهء منجمان بوده و خدمت خواجه بزرك نظام الملك طوسى كردى انتهى قتل خواجه در بغداد سهو است زيرا نظام الملك باتفاق مؤرخين در نهاوند كشته شد . اصل ملك عرب صدقه عصيان آورد و گردن از ربقهء طاقت بكشيد و با پنجاه هزار مرد عرب از حله روى ببغداد نهاد انتهى سهو است صدقة بن مزيد هرگز عزيمت گرفتن بغداد نكرد و ميان او و خليفه المستظهر باللّه وحشتى نبوده بلكه خلاف ميان او و سلطان ملكشاه بود . اصل هم از ملوك آل سامان امير منصور بن نوح بن نصر را عارضهاى افتاد كه مزمن گشت انتهى اين داستان از اول تا به آخر دروغ است زيرا بناى آن بر معاصر بودن امير منصور بن