قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
98
تاريخ نگارستان ( فارسى )
برى روان داشت چون بحوالى رى رسيد مردم دغدغه كردند كه مبادا متضمن مكروهى باشد آن شخص به شهر درآمد سنگها را در كيسه نهاده سر به مهر كرده همراه خود به بخارا برد چون زيادتى سنگ ظاهر شد حكم باسقاط زيادتى آن نموده سنگ معدلرا به رى ارسال داشت و حكم فرمود كه عامل آنجا زيادتى كه در سنوات گرفته از خرج آيندهء ايشان كم كند و از سخنان حكيم سويون جد مادرى افلاطون است . حكمت : بهتر چيزى كه ارباب حكم و فرمان بر آن قدرت يابند چشانيدن زهر سياست است و حلاوت تخفيف مؤنت از رعيت . اميد كه به همين شيوهء مرضيه حاكم روز حساب و ميزان بموجب وعدهء كريمه فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ جاى آن امير معدلت آئين را در فراديس جنان نموده باشد و در اين شك نيست كه پيامبر اكرم ص فرموده كه عدل الساعة خير من عبادة السبعين سنة نظم : عدل كن زانكه در ولايت عدل * در پيغمبرى زند عادل از سخنان پادشاه انوشيروان عادل است . حكمت : عدل گنجيست چندانكه از آن بيشتر خرج كنى بيشتر شود و سعادت دارين افزايد و ظلم چندانكه كمتر خرج كنى كمتر حاصل گردد . [ 189 - آمدن امير اسماعيل بهرات . ] 189 و منها بعضى گويند امير اسماعيل بعد از آنكه عمروليث را گرفته بهرات آمد اهالى آنجا امان خواستند بداد چون عساكر از ابتداى توجه بغنيمتى محظوظ نگشته بودند لاجرم تنگى و عسرت دست داده پريشانى تمام راه يافته بود و از مردم هرات نيز امدادى واقع نشد اعيان دولت معروض داشتند كه در اين شهر و ولايت صد هزار كس خواهد بود اگر هريك به دو مثقال زر مدد كنند دويست هزار مثقال و اگر يك مثقال صد هزار مثقال مىشود و بدينقدر مرمت احوال لشكر ميتوان كرد امير گفت ما چندين هزار مؤمن را امان دادهايم و خلاف از روى شرع و مروت دور است بيت : هست كافر ز سيرت نيكو * مظهر فيض و فضل ربانى هركرا نيست حسن عهد و وفا * هست دور از ره مسلمانى و در آن لحظه از هرات روان گشت تا ديگر آن سخن را اعاده نكنند كه موجب نقض عهد گردد چون به منزل اول نزول نمودند اعيان درگاه بدستور آن سخن را اعاده كردند و گفتند از مملكتى كه معلوم نيست كه در تصرف ما خواهد ماند باز چنين بى استعداد بيرون آمدن از صلاح ملكى دور مينمايد امير گفت خدائى كه اسب عمرو را به تازيانهء تقدير پيش من دوانيد قادر است كه بىنقض عهد تهيه لشكر ما كند آن جماعت مأيوس از پيش او برخاستند مقارن اين حال كنيزى از خاصان امير در آنخانه درآمده