محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1393

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

جماعتى را اسير كرد ، در اين اثنا عليمراد خان زند نزديك شد و پانزده هزار سوار با پسر خود از راه فيروزكوه ، و ويس مراد خان زند را با محمّد رضا خان نورى از راه نور ، و اسمعيل خان بن شجاع الدين خان را با محمّد على خان خوارى از راه خوار و دامغان روانهء مازندران نمود . حضرت شهريارى نيز جعفر قلى خان و مهديقلى خان را با لشكرى موفور روانهء نور و كجور فرموده و عليقلى خان را با محمود خان و علينقى خان و لطفعلى بيگ داودى سوادكوهى به دوآب سوادكوه فرستاده سرداران مذكور به اغواى مهدى خان سوادكوهى به زنديّه ميل كرده حضرت شهريارى چون از اين واقعه خبردار گرديدند خدّام حرم جلالت را روانهء استرآباد كردند و روزى در سارى اقامت فرموده بعد از ورود برادران خود نيز بدان سامان و دار الملك آباى باجلالت و شأن نهضت‌فرما گرديدند . شيخ ويس خان و سرداران زند به سارى آمده دست تطاول به طرف اهالى دراز كردند ، و شيخ ويس خان محمّد ظاهر خان بختيارى را با ده هزار لشكر مازندرانى مأمور استرآباد نمود و او به صحراى وسيع كراودين رسيد حضرت شهريارى جعفر قلى خان را با حمزه سلطان انزانى به دفع زنديه فرستاده و در اين حيص و بيص مرتضى قلى خان و رضا قلى خان برادران حضرت معظم از راه صواب منحرف شده به زنديّه پيوستند و نزد شيخ ويس خان پسر عليمراد خان رفتند و عليمراد خان حكم كرد شيخ ويس خان در سارى توقّف نمايد و محمّد ظاهر خان با عساكر فراوان به تسخير استرآباد رود . محمّد ظاهر خان با لشكرى جرّار راه استرآباد پيش گرفت و از جركلباد گذشته به ظاهر استرآباد نزول كرد . جركلباد عبارت از خندقى عميق است يعنى جر به معنى حفره است و چون اين خندق در حوالى قريهء كلباد است معروف به جركلباد شده ، اين خندق را براى قطع راه تراكمه به امر شاه عبّاس ماضى در مازندران حفر كرده‌اند و از حوالى كوه متّصل به اشرف است تا ساحل درياى خزر كه طولا چهار فرسنگ مىباشد و دو طرف خندق را درختهاى قوى گرفته و عبور از آن متعذر و راه مازندران به استرآباد منحصر به معبر آن است و چون آن معبر را بگيرند ديگر راه مازندران به استرآباد مقطوع است . خلاصه محمّد ظاهر خان استرآباد را محاصره كرد ، امّا از اين طرف حمزه سلطان انزاتى و مازندرانيان كه دولتخواه حضرت شهريارى بودند با