محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1394
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
سپاهى جرّار راه جركلباد را مسدود كردند و آذوقه به اردوى محمّد ظاهر خان نرسيده كار به قحطى انجاميد ، و تراكمه و قاجار و اهالى دار المرز از اطراف دشت به نهب اردوى الوار و اسر آنها مشغول شدند و حضرت شهريارى نيز با قشون نصرتنمون از شهر بيرون آمده حملههاى سخت بر آن سپاه بدبخت مىنمودند ، در هر حمله جمعى مقتول و جماعتى دستگير مىشدند و قتل و غارت تراكمه نيز بر بدبختى اهالى اردوى الوار مىافزود تا محمّد ظاهر خان اسير شد و چون در شيراز باعث قتل موسى خان و عيسى خان قاجار قوانلو ابن اسكندر خان خالوزادگان شهريار عظيم الاقتدار شده بود به حكم حضرت شهريارى به راه عدم روانه شد و شيخ ويس خان بعد از اطّلاع از اين واقعه ديگر نتوانست در سارى زيست نمايد لهذا با كمال رعب به طرف طهران گريخت و مطرود و مردود پدر گرديد . عليمراد خان زند رستم خان زند را مأمور مازندران كرد امّا لشكر او نيز بعضى از عرض راه فرار كردند و برخى به مازندران رسيده شكست خوردند و منهزما نزد عليمراد خان آمدند ، او خود نيز جماعتى از آنها را بكشت و حاصل آنكه كار او به پريشانى و اختلال كشيد ، باقر خان خراسكانى اصفهانى كه از جانب عليمراد خان حاكم اصفهان بود نيز بر اين پريشانى افزود ، يعنى فراريان لشكر عليمراد خان را به اصفهان راه نداده و خود طبل ياغيگرى زد . عليمراد خان با شيرازهء گسسته راه اصفهان پيش گرفت و به واسطهء اكثار و مداومت در شرب خمر به مرض استسقا مبتلا شد . همچنين جعفر خان زند پسر صادق خان برادر امّى عليمراد خان كه از جانب او حاكم خمسه و زنجان بود رايت خودسرى برافراشت و با استعداد كامل از طرف همدان متوجّه اصفهان شد ، چون عليمراد خان به مورچهخورت اصفهان رسيد بدرود زندگانى گفت و جعفر خان بىمنازعى وارد شهر اصفهان شده به داعيهء شهريارى برخاست و شيخ ويس خان را دستگير و كور كرد و مرتضى قلى خان و رضا قلى خان برادران حضرت شهريارى كه از برادر تاجدار خود روگردان و به زنديّه متوسّل شده بودند كار را زار ديده يأس بر آنها غالب آمد . مرتضى قلى خان به قزوين و گيلان و طالش و قبّه و بادكوبه و خاك روس رفته در آن حدود حيات را وداع نمود و رضا قلى خان به صفحات خراسان رفته در آن سامان درگذشت - تولّد حاجى ميرزا