محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1391

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

روس را به شام دعوت كردند وقت شب كه صاحبمنصبان و ووانويچ به محل دعوت رسيدند حضرت شهريار كامكار حكم به گرفتن آنها كردند و فرمودند كه اگر قلعه كه ساخته‌ايد فورا خراب نكنيد و توپهاى خود را با آنچه در ساحل استرآباد داريد نبريد جان و مال شما در خطر خواهد بود . ووانويچ چون مىدانست فرمايشى كه حضرت شهريارى مىفرمايند هرگز تخلّف را در آن راهى نيست از همانجا به كارگزاران خود دستور العملى نوشت كه توپخانه و لوازمى كه دارند به كشتى حمل كنند و قلعه را خراب و منهدم سازند . خلاصه حضرت آقا محمّد شاه چون تهديد زيادى به آن جماعت فرمودند آنها از استرآباد خارج شده به مملكت خود بازگشتند . برخى اين واقعه را به سال قبل نسبت داده‌اند - هم در اين سال حضرت شهريارى صبيّهء فتحعلى خان قاجار دولّو را كه سابقا خواستگارى شده بود در عقد ازدواج نواب جهانبانى ( فتحعلى شاه ) درآوردند و او را در هودج نشانيده به سارى رسانيدند و مراسم جشن و شادى كامل به عمل آمد . پس از آن موكب منصور به عزم تسخير طهران تشريف‌فرماى شميران شد و غفور خان طهرانى به قلعه‌دارى پرداخت و محصور شد ، و در اين اوان على خان افشار خمسه‌اى از آذربايجان مراجعت كرده به موكب معلّى پيوست و به حكمرانى خمسه منصوب گشت ، و مراد خان زند از جانب عليمراد خان سردارى يافته در صفحات همدان استقلالى بهمرسانيد ، حضرت شهريارى نواب جعفر قلى خان و ميرزا محمّد خان قاجار دولّو و على خان افشار خمسه‌اى را به جنگ مراد خان فرستادند و در حينى كه على خان مقدّمة الجيش بود جنگ درگرفت ، مراد خان گرزى بر سر على خان زد و نزديك شد كه على خان از اسب بيفتد كه نواب جعفر قلى خان رسيدند و به ضربت شمشير مراد خان را دو پاره كردند ، لشكر الوار كه اين بديدند فرار برقرار اختيار كردند و غنايم و اسير بسيار به دست عساكر منصوره افتاد ، بعد از اين فتح به طهران مراجعت نموده در محاصره كوشيدند . به واسطهء طول محاصره و ظهور غلا و قحط در طهران غفور خان گرسنه جان بداد و برادرزاده‌اش محمّد خان به جاى او علم دعوى برافراشت ، و از آنجا كه هواى رى مستعد عفونت شده بود وبائى شديد بروز نموده و جمعى از محاصرين و محصورين را تلف كرد و اين بلاى وخيم مستعقب