محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1372

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

بود آزرده‌خاطر شده سواران خود را برداشت و راه استرآباد پيش گرفت . افاغنه بر اصفهان استيلا يافتند و كار به آنجا كشيد كه جمعى كثير به اشارهء اشرف افغان به طهران و تسخير اين سامان شتافته اين بلد را ويران كردند . نواب فتحعلى خان باز با سواران قاجار در ابراهيم‌آباد ورامين يكروز از ظهر تا شام با سپاه افغان جنگ كرده شام دو لشكر به آرامگاه خود رفتند . در همان شب به نواب خلدمكان خبر دادند كه شاه طهماسب را كه پيش از تسخير اصفهان براى چارهء كار از اين شهر به طرف قزوين فرستاده‌اند به مازندران آمده و در بلدهء اشرف است . نواب فتحعلى خان كه ارادتى به خانوادهء صفويّه داشت از ابراهيم‌آباد راه مازندران پيش گرفت و اين در هزار و صد و سى و هفت بود از آنجا كه كوكب اقبال صفويّه رو به هبوط بود در بين راه مسموع نواب فتحعلى خان شد كه امراى شاه طهماسب او را نسبت به نوّاب معظّم بددل كرده‌اند ، لهذا عنان مركب را از جانب اشرف منعطف و به طرف استرآباد راند و امراى مشار اليهم بر اغوا و تحريك افزوده تا فيما بين جنگ درگرفت و شاه طهماسب گرفتار شد . نواب فتحعلى خان باز به راه ارادت رفته شاه طهماسب را از اشرف به استرآباد برد و تجهيز لشكرى عظيم نمود و در ركاب شاه طهماسب عازم خراسان گرديد و در سال هزار و صد و سى و هشت در دامغان شاه طهماسب نيابت سلطنت و امير الامرائى ايران را به نوّاب فتحعلى خان داد و عازم مشهد مقدس شدند - در سال هزار و صد و سى و نه ندرقلى بيگ افشار حاكم نسا و ابيورد به خدمت شاه طهماسب آمده ملقّب به طهماسبقلى خان گرديد و منصب قورچىباشى يافت و مأمور جنگ ملك محمود سيستانى و تسخير ارض اقدس گشت و در همين اوان ندرقلى بيگ وجود نواب غفران‌مآب را اسباب عدم پيشرفت كار خود دانسته در پيش شاه طهماسب به اغوا و تحريك مبالغت نمود و او را به قتل نوّاب فتحعلى خان راضى كرد . شب سيزدهم ماه صفر در منزل خواجه ربيع ندرقلى بيگ به همدستى شاه طهماسب و موافقت مهديخان نام قاجار دوالو بطور خدعه و تزوير نواب فتحعلى خان را شربت شهادت چشانيدند و در بقعهء خواجه ربيع به خاك سپردند . از صلب نوّاب غفران‌مآب فتحعلى خان دو پسر به عرصهء وجود آمدند يكى