محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1366

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

اندك اندك به قبايلى كه در حدود شام سكنى داشتند پيوستند و آن اراضى را موطن خود دانستند ، تا امير تيمور گوركان در سنهء هشتصد و سه هجرى كه سال دوازدهم پادشاهى او بود به سفر مصر و شام رفت ، حكم كرد طايفهء مغول از حدود شام كه اراضى بيگانه است كوچ كنند و به ايران آيند و از اينجا به تركستان كه وطن اصلى ايشانست عزيمت نمايند بنابراين ، آن قبايل به ايران آمده اكثرى راه تركستان پيش گرفتند و بعضى خاصّه طايفهء قاجار در آذربايجان و حدود گنجه و ايروان رحل اقامت افكندند . چون دولت گوركانيه ضعيف شد حسن بيگ ابن على ابن عثمان اوّل سلطان از طايفهء آق‌قوينلو كه نسب به قاجار مىرساند ، در سنهء هشتصد و هفتاد و يك به تخت سلطنت نشست و چهل و سه سال پادشاهى در خانوادهء او بماند . در سال نهصد و نود و پنج كه شاه عبّاس اوّل به سلطنت رسيد حكم كرد قبيلهء قاجار از گنجه و ايروان به اراضى استرآباد روند و در قلعهء مبارك‌آباد در كنار گرگان كه تازه به حكم پادشاه ايران ساخته شده بود ساكن شوند . ايشان بدان محل رفته آنها كه بر بالاى قلعه جاى گرفتند معروف به قاجار يخارىباش شدند ، طايفه‌اى كه در پائين قلعه بودند اشاق‌باش نام يافتند . جماعت ديگر از قاجار نيز به حكم شاه عبّاس به مرو شاهيجان رفته در آنجا منزل نمودند و مقصود شاه عبّاس از اين فرمان محفوظ ماندن نواحى استرآباد و مازندران از تاخت و تاز تراكمه و محروس بودن اراضى خراسان از مزاحمت قبايل اوزبك بود . نيز نمىخواست سلسلهء جليلهء قاجاريّه كه به جلادت و جلالت موصوف و معروف‌اند در يك جا جمع باشند . خلاصه اين طايفه با اينكه از حيثيت شماره و عدد قليل بودند به واسطهء شجاعت و مبارزت بر تمامى ايران غلبه كردند ، و حكايات در رشادت و دليرى اين جماعت شنيده و ديده شده ، و بعد از ورود به استرآباد پيوسته با تركمانان جنگ مىكردند ، و پدران فتحعلى خان قوانلو هميشه بزرگ اين سلسله بودند و با كمال اقتدار هرگز با سلاطين صفويّه به راه مخالفت نرفتند ، و حال بر اين منوال مىگذشت تا نوبت فرمان‌گذارى قاجار به فتحعلى خان رسيد - انتهى . « 1 »

--> ( 1 ) . آنچه از متون مختلف تا اين‌جا نقل شده است همه كم‌وبيش نقل به معنى شده است و گاهى به