محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1351
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
محمّد حسن خان را گذاشته به لشكر شيخعلى خان پيوستند . نواب معظم به واسطهء اين خيانت جمعى از طايفهء يوخارىباش را به راه عدم فرستادند و اين فقره كينهء ديرينه فيما بين يوخارىباش و اشاقهباش را تجديد نمود و شيرازهء اتفاق قاجاريّه از نو گسسته گشت و نواب محمّد حسن خان بدين جهت از غلبه و ظفر مأيوس گرديدند ، مع ذلك به مقابلت و مقاتلت دشمن پرداختند ، شيخعلى خان و عساكر او مىدانستند كه نواب محمّد حسن خان دليرانه جنگ خواهند كرد ، اما چه ثمر كه بعضى دستجات قشون تازه در كار جنگ آمده و از رسوم و آداب حرب بى خبر بودند و به محض شروع به قتال راه هزيمت پيش گرفتند ، باقى عساكر نيز آنها را پيروى كرده گريختند و نواب محمّد حسن خان شرب شهادت نوشيدند . گويند اگر اسب نواب غفران مآب به زمين نخورده بود جان خود را به سلامت از ميدان جنگ بدر مىبردند ، چون اسب افتاد دشمن فرصت يافت ، و اوّل كسى كه به آن بزرگوار رسيد رئيس سلسلهء قاجاريّه يوخارىباش بود كه به واسطهء عداوت زياد و دشمنى سابق الذكر ديگر ايشان را امان نداد ، و چون روح نواب معظم راه غرفات بهشت گرفت قاتل ، فتح كريم خان و غلبهء او را بر شهريارى كه اسباب تزلزل و مانع آرامش او بود اعلام نمود . سيرژن ملكم در جاى ديگر از همين كتاب گويد : وقتى كه يك شعبه از قاجاريّه در ارمنستان سكنى داشتند مساكن آنها در كنار يكى از رودخانههاى اين ايالت بود . بعضى در طرف بالا مرتع داشتند و برخى در طرف پائين ، آنها كه در طرف بالا مرتع داشتند موسوم به يوخارىباش شدند و آنها كه مرتعشان در سمت پائين بود اشاقهباش ناميده شدند ، و اين معنى سبب انقسام آنها شد و علاوه بر اين باز هر طايفه به چندين شعبه منشعب و منقسم گشتند بعضى از خانوادهها به اسم يكنفر رئيس يا به نام يك دهكدهاى كه در حوالى آن مرتع داشتند موسوم شدند . مثلا طايفهء دولّو چون در ايروان مدّتها در حوال قريه دولّو كه نزديك به شهر ايروانست اقامت داشتند معروف به دولّو گرديدند . مؤلّف گويد : قريهء دولّو هنوز به حال خود برقرار است ، چنان كه بندگان اعليحضرت شاهنشاهى دام ملكه ، در سفرنامهء مباركهء سفر دويّم فرنگستان در سال