محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1690
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
طهرانست به امانت گذاشتند و پس از ورود شاهنشاه جمجاه اعليحضرت ناصر الدين شاه خلّد اللّه ملكه و سلطانه به دار الخلافه طهران آن جسد مبارك را به قم فرستادند و در شب عيد غدير همين سال در صحن مقدّس حضرت معصومه سلام اللّه عليها مدفون گرديدند . و اين قصر جديد شباهت كلّى به قصر سبكتكين داشت كه قبل از وفات خود بنا نهاده . چنان كه گلپايگانى در ترجمه عتبى گويد : در اواخر ايّام و خواتم عمر سبكتكين سرائى بنا فرموده بود او را سهلآباد نام كرده و مالى بسيار در عمارت آن انفاق افتاده و اوستادان چربدست در تحسين و تزيين اساس و وضع قواعد آن صنعتهاى بديع و تأنّقهاى « 1 » غريب نموده به سبب حادثهء كارثهء « 2 » او ، ناتمام بماند و فرزندان او از آن اعراض كردند و بدان فال بد زدند تا خراب شد و سعيى كه در تأسيس عمارت آن رفته بود ضايع ماند - خلاصه شهريار مبرور البسه اللّه حلل النور جامع اوصاف حميده بودند ، خط نستعليق را خوش مىنوشتند ، در صنعت نقاشى مهارت داشتند ، و مدت ملكشان چهارده سال و سه ماه بوده است - انتهى . نگارنده گويد : بعد از آنكه دست اين مصيبت پيراهن صبر و شكيب اهل مملكت خاصه خانوادهء سلطنت و رجال و اركان دولت را قبا نمود اشكها جارى و دلها قرين سوگوارى گرديد . مرهم اين زخم جانسوز و رزيّت غماندوز ، جلوس ابد مانوس اعليحضرت همايون شاهنشاه جمجاه ناصر الدين شاه ايّده اللّه تعالى بود بر سرير گردون مسير خلافت ، و اريكهء سلطنت ، كه اين مسرت اجر آن محنت گرديد ، و دهنها پس از آن همه خون جگر خوردن بخنديد ( اقبال را به وعده وفا كرد روزگار ) جسم مملكت جانى تازه گرفت و انجمن مكرمت روحى بىاندازه يافت ، جمال ملك را كمالى شايان حاصل گشت ، و دست معدلت اوراق تطاول ايام را درنبشت . و از آنجا كه ما شرح سلطنت و شهريارى اين شهريار عادل باذل متعنّا اللّه تعالى به بقائه را در كتاب مآثر السلطان در ضمن دو جلد مفصّلا نگاشتهايم در اين كتاب محتاج به بسط نيستيم و محض اينكه ترتيب از دست نرود خلاصهء آن
--> ( 1 ) . تأنق : نيك نگريستن در كارى براى نيكو انجام دادن آن . ( 2 ) . كارثه : غمانگيز و دردناك .