محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1678
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
محمّد حسين خان خود از ميان به در رفته به دار الخلافه آمد و معلوم شد قصد حسن خان اينست كه از اكابر ايلات گروى گرفته به كلات فرستد و پس از ترتيب مقدمات ما فى الضمير خود را اظهار كند - هم در اين سال حاجى ميرزا موسى خان برادر مرحوم ميرزا ابو القاسم قايم مقام كه متولىباشى روضهء رضويه ( ع ) بود در چهل و دو سالگى درگذشت و آصف الدوله بىاجازهء همايون خود متقلّد اين خدمت گشت ، در صورتى كه حاجى ميرزا عبد اللّه خوئى از منشىهاى خاص از دربار پادشاهى منصب متولىباشى گرى يافت . خلاصه روزبهروز آثار خلاف ظاهر گرديد - هم در اين اوان اللهقلى ميرزاى ايلخانى كه به بروجرد به حكومت رفته بود به امر حكومت و نظم ولايت چندان اعتنائى نكرده قدرى پيرو هواى نفس شد و محمود خان ملك الشعراء كه مردى كامل و عاقل بود هرچه منع او نمود فايده نكرد . دخل او را اجامره بردند و خرج زياد به گردنش ماند و بنابر تحريض اوباش راه دار الخلافه پيش گرفت . امّا حاجى فرامرز بيگ دستخطّى از شهريار غازى براى او برده در منزل حوض سلطان به او رسانيد و حسب الامر اللهقلى ميرزاى ايلخانى روانهء عتبات عاليات شد و نواب مهديقلى ميرزا به حكومت بروجرد رفت - هم در اين سال اهالى ارزنة الروم به منزل ميرزا تقى خان وزير نظام مأمور دولت عليّه ايران حمله نمودند . در شرح سال هزار و دويست و شصت نگاشته شد كه ميرزا تقى خان وزير نظام به جهت گفتگوى قتل كربلاى معلّى و خرابى محمرّه به ارزنة الرّوم مأمور شد كه به اتّفاق وكلاى روس و انگليس و عثمانى قرارى در اين كار دهند كه بعدها چنين حوادث سانح نشود و به ترضيه و استرضاى دولت عليّه اقدام رود . چون اين امر به طول انجاميد و بعد از هيجده مجلس اجلاس مسئله به انجام نرسيد اهالى ارزنة الروم قصد كردند اين اجماع را از شهر خود متفرّق و دور سازند و چون سفير ايران را مايه مىدانستند جمعيت كرده به بهانه و تهمتى كه نسبت به يكى از ملازمان ميرزا تقى خان بسته بودند منزل او را احاطه نمودند و اسعد پاشا والى ولايت نيز در باطن با عوام همراهى داشت . خلاصه كمال وقاحت را نموده يك دو نفر از ملازمان سفير ايران را بكشتند و چند تن ديگر مجروح شدند و ميرزا تقى خان وزير نظام با وجود كمال خطر به وقار مىگذرانيد . بحرى پاشا كه منصب فريقى