محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1679
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
يعنى اميرتومانى داشت مضطرب شده از وخامت اين عمل انديشيد و با افواج و توپخانه به در سراى سفير ايران آمده به زحمت مردم را متفرّق كرده و از سفير ايران عذر خواست و اسعد پاشا را از نتايج ناگوار اين كار و بدنامى دولت خبردار نمود . اسعد پاشا و قاضى و وكلاى دول انگليس و روس و عثمانى به معذرت به منزل ميرزا تقى خان آمدند و بحرى پاشا سفير ايران و همراهان او را به اردوى نظامى برد و سفير معزى اليه خواست به تبريز مراجعت كند وكلاى دول مانع شدند و نوشته سپردند كه تا بيست و دو روز ديگر اگر كار به خوبى نگذشت سفير در مراجعت و غيره مخيّر باشد و از آنجا كه بسيارى از اموال سفير ايران را به غارت برده بودند صورت خسارت را مصحوب چاپار به اسلامبول فرستادند در روز بيست و دويم يوسف بيگ ياور حرب ( آجودان سلطان ) با پانزده هزار تومان غرامت به استرضاى سفير ايران آمد و اسعد پاشا معزول شد و عارف پاشاى حاجببار بزرگ نيز به عذرخواهى دررسيد و حكومت را به بحرى پاشا واگذاشتند . بعد از چندى يكنفر پاشا و دو فوج از افواج به گرفتن مقصرين آمد و سيصد نفر از آنها را با قاضى و كهياى وزير بگرفتند و به اسلامبول برده سياست كردند . ولى مقارن اين حال بحرى پاشا با تير تفنگى مقتول شد و قاتل معلوم نگشت . خلاصه عهدنامه مودّتى از اسلامبول آوردند و احترامات فوق العاده به سفير ايران كردند و سفير از ارزنة الروم به تبريز و از تبريز به دار الخلافه آمده عهدنامه را به حضور همايون موصول داشت و صورت عهدنامهء مزبوره از قرار ذيل است : صورت عهدنامهء منعقده فيما بين دولتين ايران و عثمانى « 1 » غرض از ترقيم و نگارش اين كلمات خجسته دلالات آنكه از مدتى به اين
--> ( 1 ) . متن اين عهدنامه در روضة الصفا و ناسخ التواريخ و نيز در « مجموعهء معاهدات دولت عليّهء ايران با دول خارجه » با ترجمهء ديگرى وجود دارد . اين متن ظاهرا از روى روضة الصفا استنساخ شده است . در ناسخ التواريخ علاوه بر اغلاط چاپى افتادگيهائى نيز ديده مىشود . اين متن با متن روضة الصفا مطابقه شد و كلماتى كه افتاده به نظر رسيد در داخل [ ] اضافه گرديد .